نوجوانیها


مقام‌های محلی ولایت بادغیس می‌گویند که در حمله هوایی و زمینی نیروهای خارجی شب گذشته در ولسوالی جوند این ولایت، ۱۸ پیکارجوی طالب و ۱۰ عضو گروه داعش، کشته شدند.

 

جمشید شهابی، سخنگوی والی بادغیس می گوید که نیروهای حمایت قاطع در منطقه‌ی “پنج بز” ولسوالی جوند عملیاتی را راه اندازی کرده‌اند.

سخنگوی والی بادغیس افزوده که در جریان این عملیات، یک زندان پیکارجویان طالب نیز تخریب شده است.

در همین حال عبدالله افضلی، معاون شورای ولایتی بادغیس، از افزایش حملات پیکارجویان طالب در بخش‌هایی از این ولایت‌ ابراز نگرانی کرده و خواستار سرکوب پیکارجویان طالب در این ولایت شده است.

با این حال، مقام‌های محلی بادغیس گفته‌اند که به زودی عملیات نیروهای افغان برای سرکوب پیکارجویان در این ولایت آغاز خواهد شد.

بادغیس در شمال غرب کشور از جمله ولایت‌های ناامن به شمار میرود که پیکارجویان طالب در بخش هایی از آن هرازگاهی دست به تحرکات علیه نیروهای دولتی، می‎زنند.

 

بیشتر بخوانید:

تلفات سنگین داعش و پیکارجویان طالب در بادغیس

تلفات سنگین داعش و پیکارجویان طالب در بادغیس

 

https://telegram.me/CHEKADTV

کلیدواژه ها :

درباره : برای جوانان

بنیاد انتخابات شفاف افغانستان (تیفا) که یکی از نهادهای
اصلی ناظر بر شفافیت انتخابات‌ها در افغانستان است، ادعا کرده که در کمیسیون مستقل
انتخابات فسادهای جنسی رخ داده و به دلیل فسادهای سیاسی و مالی، اعلام نتایج
ابتدایی انتخابات پارلمانی پایتخت به تأخیر افتاده است. این نهاد همچنان گفته است
که تیم عملیاتی کمیسیون مستقل انتخابات، به نفع افراد مشخصی، رأی‌سازی کرده یا رأی
برخی نامزدها را کم کرده است. علاوه بر نهادهای ناظر بر انتخابات، احزاب سیاسی نیز
ادعا کرده‌اند که در نتایج آرا، دست‌کاری و فساد شده است. در یک گزارش دیگر،
سرپرست دفتر ولایتی کابل، فساد توسط کارمندان کمیسیون مستقل انتخابات را تأیید کرده
و گفته است که برخی افراد متهم به فساد پس از معرفی به نهادهای مسئول، دوباره توسط
اداره‌ی امنیت ملی کشور به کار در کمیسیون برگردانده شده است.

در پاسخ به این اتهام، کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرده
است که تیفا برای جلب توجه و پروژه‌های مالی و در راستای کسب شهرت، ادعای فساد
جنسی، مالی و سیاسی در این کمیسیون را مطرح کرده است.

۶۳ روز از موعد معین برای اعلام نتایج ابتدایی پایتخت و ۲۳
روز از موعد معین برای اعلام نتایج نهایی آن می‌گذرد اما کمیسیون هنوز موفق به
اعلام نتایج ابتدایی کابل نشده است. این تأخیر به آشکارا سوء مدیریت و ناتوانی
کمیسیون مستقل انتخابات را تأیید می‌کند. دو ماه تأخیر برای اعلام نتایج ابتدایی
انتخابات پارلمانی کابل، با هیچ بهانه‌ای توجیه نمی‌شود. واقعیت است که نتایج
برآمده از فساد مالی و سیاسی که کمیسیون در خصوص انتخابات و سپس شمارش رأی پایتخت
انجام داده است، آن قدر مستعد خلق اعتراض و پرسش‌های بزرگ در خصوص انتخابات کابل
است که کمیسیون در اعلام آن به بن‌بست مواجه شده است. از سوی دیگر، رفع فساد رخ
داده در انتخابات و شمارش رأی پایتخت برای کمیسیون دشوار است و با توجه به فساد
وسیعی که رخ داده و تعهداتی که از طرف حلقات مشخص در کمیسیون با برخی نامزدان در
بدل دریافت پول صورت گرفته، کمیشنران کمسیون را با دست و پاگیری مواجه کرده است.

اگر کمیسیون مستقل انتخابات قادر به اعلام نتایج ابتدایی
پایتخت شود، نتایج نهایی آن چه وقت اعلام خواهد شد؟ کمیسیون مستقل انتخابات چگونه
با اعتراض‌های وسیع در چندین ولایت کشور در برابر اعلام نتایجی که از طرف نهادهای
ناظر، احزاب سیاسی، افراد و نامزدان به فساد متهم است، مواجه خواهد شد؟ واقع این
است که تأخیر رخ داده در اعلام نتایج انتخابات پارلمانی ولایات و به ویژه پایتخت،
مراحل عملیاتی برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری را به تأخیر انداخته و سوء
مدیریت دیگری در مورد انتخابات ریاست جمهوری که حساس‌تر از انتخابات پارلمانی است،
رخ خواهد داد.

دادستانی کشور و کمیسیون مستقل شکایات انتخاباتی باید ادعای
فساد جنسی و فسادهای مالی و سیاسی در کمیسیون انتخابات را بررسی کرده و با این
کار، اعتماد مردم به کمیسیون و نفس انتخابات به عنوان نبض نظام سیاسی مردم‌سالار
را ترمیم کند. امتناع از بررسی ادعاهای متعدد در خصوص فسادهای وسیع مالی و سیاسی
در کمیسیون مستقل انتخابات هزینه‌های گزافی بر افغانستان تحمیل می‌کند. در صورتی
که اعتماد مردم به چنین پروسه‌های ملی و سرنوشت‌ساز به تحلیل برود، در واقع نبض
نظام سیاسی اکنون هدف قرار می‌گیرد.

درباره : برای جوانان

شماری از اعضای شورای ولایتی فراه می گویند که شب گذشته پیکارجویان طالب بر یک پاسگاه نیروهای امنیتی در این ولایت حمله کردند که در نتیجه چهار سرباز پولیس کشته‌ شدند.

 

دادالله قانع، عضو شورای ولایتی فراه  می‎ گوید که این رویداد در منطقه‌ای موسوم به «دار آباد» در شمال شرق شهر فراه رخ داده است.

او افزود که پیکارجویان طالب تمام سلاح و مهمات این نیروها را با خودشان برده اند.

تاکنون مقام‌های امنیتی درباره این حمله پیکارجویان طالب ابراز نظری نکرده‌اند.

فراه از جمله ولایت‌های ناامن حوزه غرب کشور به شمار میرود که پیکارجویان طالب در بخش هایی از  آن حضور فعال دارند.

 

بیشتر بخوانید:

کشته شدن چهار سرباز پولیس در حمله شب گذشته پیکار جویان طالب در فراه

کشته شدن چهار سرباز پولیس در حمله شب گذشته پیکار جویان طالب در فراه

 

https://telegram.me/CHEKADTV

کلیدواژه ها :

درباره : برای جوانان

اسکرول اِن ـ انیس رحمان

مسیری را که «غزل» پیموده، برخلاف سایر انواع قالب‌های ادبی
است که سابقه‌ی ورود به عرصه‌ی فراتر از محدوده‌ی فضایی خودش را داشته‌اند. سیر
مختصر به گذرگاه‌های این قالب شعری و مسیرهای متنوع آن، از یک سو بی‌نظیر بودن و
از سوی دیگر جذابیت جهانی آن را آشکار می‌کند. وقتی غزل از شبه‌قاره‌ی عرب پا
فراتر نهاد، فضای مهمان‌نوازی را در اسپانیای قرون وسطی پیدا کرد که در آن غزل هم
به زبان عرب و هم به زبان عبری نوشته شد. در مثال دیگر، ما غزلی را داریم که به
زبان‌های آفریقای غربی مانند هوسا و فولفلد رسیده است.

با اینکه این غزل‌ها مشخصه‌های خود‌شان را توسعه دادند، اما
از سوی دیگر، با حفظ وزن و قالب سنتی عربی، رابطه‌ی خود را با مدل عربی غزل نیز
حفظ کردند. تنها زمانی که غزل در اواسط قرن هشتم به فارس رسید، شروع به توسعه‌ی
قالب‌های فارسی کرد، اما در همان‌حال هم، از قید الگوهای رسمی غزل‌های عربی به طور
کامل رها نشد. بعدها، زمانی که غزل فارسی ویژگی‌ها و نشانه‌های سبکی خود را در
تجدید مطلع ـ اولین شعر غزل ـ توسعه داد و الگویی از ردیف را به عنوان آخرین واحد
بیان در خط دوم هر شعر به تکامل رساند، خصوصیات خاص خودش را به دست آورد. غزل
فارسی طول غزل را نیز از هفت به ۱۵ شعر تعریف کرد و راه را برای شاعران باز کرد تا
بتوانند از امضای خود در مقطع، آخرین بیت قطعه، استفاده کنند.

عبدالله ‌جعفر رودکی، اولین غزل‌سرای معروف فارسی، به ترتیب
از سوی سایر شاعران بزرگ مانند سنایی غزنوی، فریدالدین عطار در قرن ۱۲، سعدی
شیرازی و جلال‌الدین رومی در قرن ۱۳ و حافظ شیرازی در قرن ۱۴ مورد پیروی قرار
گرفت. غزل فارسی پس از توسعه‌ی قالب‌های کلاسیک در قرن‌های بعدی، بیشتر به پختگی
رسید، اما دو ویژگی متمایز آن، همواره آن را برجسته کرده است: تمایل و دغدغه‌ی
عرفانی حاد آن و نگرانی‌های فلسفی شدید آن. غزل نوشته‌شده به فارسی ـ زبان ادبی
غالب آسیای میانه و هند ـ تاثیر قابل‌توجهی داشته است و در توسعه‌ی غزل به عنوان
فرم اصلی بیان شاعرانه در شرق، کاملا مهم ثابت شده است.

علی‌شیر نوایی از افغانستان، که بنیان‌گذار ادبیات ازبیکی
دانسته می‌شود، غزل را به عادت‌‌‌های زبانی جدید نزدیک‌تر کرد و در اواسط قرن ۱۵،
آن را به زبان چغتایی منقرض‌شده‌ی ترکیه معرفی کرد. سپس در آغاز قرن ۱۶، فضولی غزل
را از لحاظ لحن و فحوا به ترکی آذربایجانی آورد.

خارج از عربستان، جایی که غزل از آن سرچشمه گرفت و فارس که
در آن غزل به پختگی رسید، این هند بود که در آن غزل مهمان‌نوازترین مقصد‌ش را
یافت. با اینکه پیشینه‌ی غزل در هند گاهی اوقات به آثار امیر خسرو در قرن ۱۳ ربط
داده شده است، اما پیدایش غزل اردو به درستی به عهد محمد‌قلی قطب شاه در نیمه‌ی
دوم قرن ۱۶ و ولی دکنی در قرن ۱۷ ربط داده شده است.

با نگاهی به گذشته، ممکن است به وضوح متوجه شویم که غزل
دوره‌های متعدد توسعه در قالب، محتوا و زبان را از زمان اولین شگوفه‌دهی آن در دکن
و شاخ و پر کشیدن بعدی آن در جهات گوناگون هند، پشت سر گذاشته است. با اینکه مراکز
ادبی برجسته مانند دکن، دهلی و لکهنو، شرایط رقایتی را برای توسعه‌ی غزل ایجاد
کردند، اما چندین مرکز دیگر در طول و عرض این کشور، از ویژگی‌های سبکی خود‌شان در
مورد غزل حمایت کردند. همه‌ی این مراکز ادبی در ساخت یک سنت بزرگ‌تر و جامع‌تر غزل‌سرایی
که تا کنون به رشد خود ادامه داده است، کمک کرده‌اند.

مهم‌ترین ویژگی غزل در هند که بسیار برجسته می‌نماید، این
است که شاعران با وابستگی‌های زبانی، منطقه‌ای و مذهبی مختلف، دست‌ در ‌دست هم
دادند تا مرزهای موضوعی و سبکی غزل را گسترش دهند و به آن مقاومت منحصر به فردی را
بخشند که در طی تمامی مراحل تاریخی و ادبی، با غزل باقی مانده است.

وقتی در قرن نوزهم، آلمان فریفته‌ی مشرق زمین شد، غزل با
ترجمه‌ی آثار فارسی به غرب رسید. فردریش اشلگل، شرق‌شناسی که زبان سانسکریت را
مطالعه می‌کرد، تصمیم‌ گرفت که آزمایش‌های جسورانه‌ی خود را در این قالب انجام
دهد. فون گوته، معاصر وی، از مدل‌های فارسی تقلید کرد، غزل‌هایی را ترجمه و تحت
تاثیر غزل شرق، مجموعه‌ی غزلیات خودش یعنی «دیوان غربی ـ ‌شرقی» را نوشت و منتشر
کرد. فردریش روکرت یکی‌دیگر از شرق‌شناسان همان خطه است که غزل‌ نوشت و منتشر کرد.
آگوست غراف‌فن پلاتن، استاد ۱۲ زبان، نمونه‌ی دیگر از کسی است که غزل را تمرین
کرد، به شکل فارسی وزن و قافیه آن در طول قافیه و ردیف خود وفادار باقی ماند و
مجموعه‌ی غزل و نئو غزلش را منتشر کرد.

در عصر مدرن، فدریکا گارسیا لورکا، شاعر اسپانیایی، غزل‌های
خودش را که به نام gecelos یاد می‌شوند، نوشت و آن‌ها را در مجموعه‌ی اشعارش (دیوان del Tamarit) که باز هم
علاقه‌ی همیشگی او را به فرهنگ عرب اندلس بازتاب می‌دهد، گنجاند. جذابیت غزل
مسیرهای دیگری را مانند زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی و انگلیسی، نیز پیمود.

در عصر مدرن، غزل بیشتر مقبولیت خود را در جهان انگلیسی‌زبان
یافت. آدریان ریچ، جان هولاندر و رابرت بلی در امریکا، جیم هریسون، جان تامپسون،
فلیس وب و داگلاس باربور در کانادا و جودیت رایت در استرالیا، فقط چند شاعر از
جمله شاعرانی اند که غزل را به فضاهای ادبی جدید معرفی کردند.

آدریان ریچ در سال ۱۹۶۹ با کسب معرفت با غالب و ترجمه‌ی
اشعار وی، شیفته‌ی غزل شد. او بعد‌تر به صورت مستقل غزل‌های خودش را نوشت و هفده
تای آن‌ها را در جزوه‌ای به نام «تقدیر از غالب» منتشر کرد و سپس، ۹ تای دیگر آن
را به عنوان «غزل‌های آبی» در مجموعه‌ی «قصد تغییر» منتشر کرد. او نوشت: «غزل‌های
من شخصی و عمومی هستند، امریکایی و قرن بیستمی؛ اما آن‌ها مدیون حضور غالب در ذهن
من اند: شاعری که خودآموخته و عمیقا آموخته بود؛ کسی که مال و منالی نداشت و کتاب‌هایش
را قرض می‌گرفت و در عصر سقوط سیاسی و فرهنگی، می‌نوشت.»

جان تامپسون در غزل‌هایش در مجموعه Still Jack، به آزادی که
غزل ارائه می‌دهد ارزش قائل می‌شود، اما این آزادی و غزل را با اشعار سورئالیست و
یا آزاد که حس نظم را برهم می‌زنند، اشتباه نمی‌گیرد. به جای آن، او آن‌ها را به
عنوان «اشعار سرچشمه‌گرفته از دقت که پیشرفت کنترل‌شده‌یی دارند» و هیچ طرح عمدی
را بر خواننده تحمیل نمی‌کنند، ارزش گذاشت. او در غزل راهی برای آزمایش محدودیت‌های
تخیل، که در صورت عدم محافظت ممکن است مسیر عقل و منطق را از دست بدهد، پیدا کرد.

با این‌حال دگرگونی دیگر در غزل‌سرایی ممکن است در مجموعه‌ی
«آب یک‌شنبه» و «آب و نور» فلیس وب دیده شود. او مفهوم «ضد غزل» را تکامل داد و در
آن‌ها فضایی برای «خاص، محلی، دیالکتیکی و خصوصی‌بودن» یافت. او این قالب را جنسیت‌زدایی
کرد و آن را با استفاده از ارزش‌زدایی شخصیت‌های زنانه، که غزل آن را از زمان
پیدایش‌اش به طور سنتی ارزش‌گذاری می‌کرد، و آن را به یک روش واژگونه متوسل کرد.
موضع رادیکال‌تر از این در مورد غزل، از سوی داگلاس باربور در غزل‌هایش که در
مجموعه‌ی « Visible Visions and
Breathtakes» گنجانده شده است، اتخاذ شد. او
تصمیم گرفت محدودیت‌های صدا و قالب را با تلفیق نفس به مثابه‌ی حالت بیان محک بزند
و آن را به شعر اجرایی نزدیک‌تر کند.

باربور با این حالت کاملا جدیدی از درک، روی دیگری را بر پیکر
غزل سریع‌الظهور امریکای شمالی افزود. او گفت: «در واقع، وقتی به غزل فکر کردم یک
صدای بسیار خاص، به عنوان مثال صدای خود تنفس و تخیل مرا فرا گرفت. در این‌جا هم
پای قالب در میان بود و هم پای نفس. آن‌وقت بود چیزی را که من غزل‌های نفس می‌خوانم،
ظاهر شد.»

جودیت رایت، شاعر برجسته‌ی استرالیایی که کارش را به عنوان
یک سنت‌گرا آغاز کرد، وقتی که این قالب را در بخشی از « Shadow
of Fire» تجربه کرد، در اواخر دوران حرفه‌ای‌اش
کاملا غزل‌گرا شد. او در جدایی‌اش از غزل سنتی، تسلسل موضوعی را در دوبیتی‌هایش
حفظ کرد و قطعاتش را یک عنوان داد. او همانند تمامی شاعران دیگر، تجربیاتی مختلفی،
مانند؛ تجربه‌ی جنگ، تولد، رشد، انقراض، زندگی معاصر و اجتناب‌ناپذیری سرنوشت
انسان را در دوبیتی‌هایش به اجرا درآورد. شاید متوجه شوید که همه‌ی شاعرانی که در
بالا ذکر شدند و بسیاری از شاعران دیگر که قالب غزل را تمرین کردند، با احترام
بالا و کنجکاوی شدید با غزل برخورد می‌کردند.

با این‌حال، من می‌خواهم این‌گونه اظهار کنم که غزل در زبان
انگلیسی، چهره‌ و قالب قطعی خود را با آغا شهید علی به دست آورد. او کسی بود که
غزل‌های خودش را نوشت و مهم‌تر از آن، شرطی را برای شاعران در نوشتن غزل ایجاد
کرد؛ اینکه الزامات رسمی غزل رعایت شود. او از اینکه شاعران با غزل به عنوان قالبی
رفتار می‌کردند که درآن می‌شود شعر آزاد نوشت، مایوس بود. از نظر او، این رفتار با
غزل با شرایطی که بر مبنای آن یک نفر بخواهد غزل واقعی بنویسد، در تناقض بود.
قطعاتی از شاعران غزل‌سرای انگلیسی‌زبان، همچون داین آکرمن، جان هولاندر، دبلیو.
اس مروین، ویلیام متیوس، پاول مولدون، ماکسین کومین، کیکی داروالا، در «اختلافات
مسحورکننده: غزل‌های واقعی به زبان انگلیسی» است، اما اثر آغا ‌شهید ‌علی، نشان می‌دهد
که غزل پس از مداخله‌ی علی، چه‌قدر راه را برای برآورده‌کردن خواسته‌های سخت این
قالب، پیموده است.

درباره : برای جوانان

پایگاه ۲۰۹ ارتش در شمال کشور اعلام کرده است که قاری تاج‌الدین، فرمانده عمومی پیکارجویان طالب برای ولسوالی خواجه سبزپوش فاریاب همراه با ۲۰ تن از افرادش کشته شده‌است.

 

در اعلامیه ای که از پایگاه ۲۰۹ ارتش به نشر رسیده آمده که قطعات ویژه‌ی نیروهای ارتش در همکاری با نیروهای حمایت قاطع روز شنبه عملیات هدفمندی را در ولسوالی خواجه سبزپوش ولایت فاریاب راه‌اندازی کرده بودند که در نتیجه به جنگجویان طالب تلفات سنگینی وارد شده است.

به اساس اعلامیه در این عملیات سه قرارگاه پیکارجویان طالب از بین برده شده و مقدار زیادی سلاح و مهمات این گروه به شمول چندین دستگاه موتر و موتورسایکل به دست نیروهای دولتی افتاده است.

در این عملیات به نیروهای امنیتی و غیرنظامیان هیچ آسیبی نرسیده است.

 

بیشتر بخوانید:

تلفات سنگین پیکارجویان طالب در شمال کشور

تلفات سنگین پیکارجویان طالب در شمال کشور

 

https://telegram.me/CHEKADTV

کلیدواژه ها :

درباره : برای جوانان

بر سر دروازه‌ی ورودی ساختمان دو طبقه‌ای در ساختمان وزارت تحصیلات عالی کشور،
 نوشته است: «ریاست عمومی امتحانات.» این
ریاست، اداره‌ای است کوچک با تشکیلات کم و کار زیاد که از آغاز تشکیل تا کنون شش
مرتبه تحول یافته و اخیرا به عنوان یک واحد مستقل اداری، به نام «اداره‌ی ملی امتحانات»
از وزارت تحصیلات عالی جدا شده است.

این اداره حدود پنج ماه پیش (۲۲ اسد سال جاری) طی یک فرمان از سوی ریاست‌جمهوری
کشور از ساختار وزارت تحصیلات عالی کشور جدا و به عنوان یک اداره‌ی مستقل برای اخذ
امتحان و اعلام نتیجه ایجاد شد. هدف  از
ایجاد آن، «بهبود و تسریع بهتر امور مربوط به امتحانات جمعی در نهادهای تحصیلات عالی
و نیمه‌عالی دولتی (ملکی و نظامی) و خصوصی، اخذ امتحان کارکنان خدمات ملکی و سایر امتحانات
جمعی»، خوانده شده است. این اداره هم‌اکنون امتحانات جمعی بست‌های پنج و شش خدمات
ملکی، کانکور دانشگاه‌های دولتی (نظامی و ملکی) و خصوصی و ستاژ حقوقی را می‌گیرد.

هم‌اکنون برای این اداره  در بودجه‌ی
ملی سال مالی ۱۳۹۸ خورشیدی، بیش از ۱۵۰ میلیون افغانی بودجه تخصیص داده شده و
تشکیلاتش نیز از آغاز سال مالی جدید به ۲۰۰ نفر افزایش می‌یابد.

کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی به تازگی این اداره و کمیته‌ی کانکور آن
را به دلیل فعالیت‌های مؤثرش در راستای شفافیت کانکور، جایزه‌ی خلاقیت و شایستگی
داده است.

تغییرات و تشکیلات

اداره‌ی ملی امتحانات  متشکل از دو بخش اداری و تخنیکی است که جمعا ۳۵ تشکیل اداری، فنی و خدماتی دارد. علاوه بر آن، ۳۰ تن از استادان دانشگاه‌های کابل، پولی‌تخنیک، طبی و تعلیم و تربیه نیز به شکل دوره‌ای در کمیته‌ی کانکور این اداره، فعالیت می‌کنند که مدت هر دوره‌ی آن یک سال می‌باشد. اداره‌‌ی ملی امتحانات از زمان تأسیس تا کنون، از سوی کمیته‌ی کانکور این اداره مدیریت شده است.

عبدالقدیرخموش، رییس اداره‌ی ملی امتحانات افغانستان

سیستم کانکور افغانستان تا سال ۱۳۸۷ خورشیدی آنالوگ بوده است و در سال ۱۳۸۸
خورشیدی با نمونه‌گیری از یک سیستم کوریایی، توسط کوریایی‌ها تغییر یافت و
کمپیوتری شد. در سال‌های ۱۳۹۰ این سیستم به یک شرکت هندی به نام «اورمتی» سپرده شد
و این شرکت یک دیتابیس آفلاین را برای کانکور افغانستان ساخت.

امتحان کانکور از سال ۱۳۹۴ ـ ۱۳۹۵ خورشیدی به این طرف بیومتریک و کامپیوتری
شده است. عبدالقدیر خموش می‌گوید که با آوردن اصلاحات، کارمندان این اداره بارها از
سوی افراد زورگو، تهدید شده‌اند: «ما در جریان تطبیق اصلاحات، بارها تهدید به مرگ
شدیم، مورد لت‌وکوب قرار گرفتیم و حتا در موردی شخص خودم، به عنوان رییس اداره‌ی
ملی امتحانات هدف بم دستی قرار گرفتم.»

او می‌افزاید که این تهدیدها بیشتر از سوی اعضای شورای ولایتی و در مواردی هم
از سوی زورمندان محلی بوده است. او می‌گوید که مسئولان اداره‌ی امتحانات با «عبور
از میان انبوه فساد و مشکلات» توانسته‌اند اعتماد عمومی را نسبت به این اداره‌ به
دست بیاورند.

با این حال آقای خموش می‌گوید که در طول سه سالی که او ریاست امتحانات کانکور
را بر عهده داشته است، تعداد شکایت‌کنندگان امتحان کانکور از ۲۵۰۰ تن به ۱۲۸۰ تن
کاهش یافته است. در حالی که تعداد اشتراک‌کنندگان امتحان کانکور در سال جاری
تحصیلی، ۲۰۵ هزار نفر و یک سال پیش نیز در حدود ۲۱۰ هزار نفر بوده است.

اداره‌ی ملی امتحانات برای سال جدید تحصیلی تا کنون بیش از ۲۵۸ هزار فورم را
برای ۱۲۵۰ کُد-‌‌رشته در سرتاسر کشور توزیع کرده است. به گفته‌ی آقای خموش ۶۲ هزار اشتراک
کننده  به تحصیلات عالی، ۵۰ هزار به انستیتوت‌های
فنی و مسلکی، ۱۵ هزار به تحصیلات عالی شبانه و ۱۰ هزار دیگر در تحصیلات نیمه‌عالی
جذب می‌شوند.

نحوه ی کار

رییس اداره‌ی ملی امتحانات می‌گوید که کمیته‌ی کانکور همه‌ساله، همزمان با
آغاز پروسه‌ی امتحان کانکور ایجاد و با اعلام نتایج و رسیدگی به شکایت‌های اشتراک‌کنندگان
شاکی لغو می‌شود: «این کمیته مسئولیت طرح پرسش‌ها، اصلاح آن‌ها و درج نتایج در
سیستم را به عهده دارد. زمانی که سئوالات به سیستم درج شد، ما به همکاری بخش
تخنیکی خود، از این پرسش‌ها، برای اشتراک‌کنندگان کتابچه‌ی امتحان تهیه می‌کنیم.
اعضای این کمیته دوباره این پرسش‌ها را برای رفع غلطی‌های آن می‌خوانند و سپس به
منظور چاپ به بخش تخنیکی ما می‌سپارند. بعد از آن، این کتابچه‌ها توسط استادان در
کمیته‌ی کانکور تحت یک شرایط خاص امنیتی، داخل صندوق‌ها گذاشته می‌شود و صندوق‌ها
هم مهر و لاک شده به مراکز امتحان انتقال داده می‌شود.»

نحوه‌ی انتخاب کتابچه‌ی امتحان هم طوری است که پرسش‌ها آن، از بانگ پرسش‌ها به
شکل تصادفی و خودکار توسط دستگاه برای هر فرد (آی‌دی) انتخاب می‌شود. به گفته‌ی
رییس اداره‌ی امتحانات، همزمان با ترتیب کتابچه‌ی امتحان، کلید جوابات آن‌ها نیز
در سیستم دیتابیس امتحانات این اداره ثبت می‌شود. پس از آن اوراق جوابات در
مطبعه‌ی این اداره اسکن و به تعقیب آن، ورق‌های حاضران از غیرحاضران و ورق‌های
تخطی‌شده، توسط کمیته‌ی کانکور جدا می‌شود. سپس این اوراق، توسط ماشین‌های خوانش
اوراق جوابات (OMR) خوانده
و معلومات آن به سیستم دیتابیس اصلی کانکور انتقال داده می‌شود.

بعد از انجام این مراحل، نتیجه‌ی حاصله توسط بخش معلوماتی اداره‌ی امتحانات
روی وب‌سایت این اداره همگانی می‌شود. تمامی این فرآیند توسط تیم تخنیکی اداره‌ی
ملی امتحانات در قرنطین انجام می‌پزیرد و توسط تیمی از کمیته‌ی کانکور، مسئولان
بلندپایه‌ی امنیتی و وزارت تحصیلات عالی نظارت می‌شود. همزمان با اعلام نتایج، تیم
تخنیکی این اداره از قرنطین کشانده می‌شود.

امکانات و مشکلات

کارمندان اداره‌ی ملی امتحانات هم‌اکنون در ده اتاق کوچک و «نفس‌گیر» کار می‌کنند
که شامل شش اتاق تخنیکی و چهار اتاق اداری می‌شود. به گفته‌ی رییس اداره‌ی ملی
امتحانات، کارمندان این اداره، همه‌ی فرآیند کاری خود از طرح پرسش‌ها تا اعلام
نتایج کانکور را در این اتاق‌ها انجام می‌دهند: «‌وقتی که قرنطین می‌شویم، یک هفته
به گونه‌ی کامل بدون امکانات کافی در این‌جا کار می‌کنیم. ما در مواردی در این
اختناق، با کمبود آکسیجن مواجه می‌شویم و مجبور می‌شویم برای دقایقی دروازه‌ی اتاق
را باز کنیم تا هوا بخوریم.»

این اداره چهار پایه‌ ماشین چاپ بزرگ و شش پایه‌ ماشین چاپ کوچک دارد. از چهار
پایه‌ی بزرگ در چاپ کتابچه‌ی امتحانات و دوخت آن‌ها استفاده می‌شود. هر کدام این
ماشین‌ها ظرفیت چاپ و دوخت یک کتابچه را در ظرف یک دقیقه دارد. همین طور از دو
پایه‌ی ماشین کوچکی که دارای کیفیت خوب می‌باشد، در چاپ کارت‌های رنگه‌ی اشتراک‌کنندگان
امتحان استفاده می‌شود. به گفته‌ی آقای خموش، این ده پایه ماشین در اتاق‌های کار
این اداره به سختی‌جا شده‌ است.

آقای خموش می‌گوید که کار روی جای و مجهزکردن بهتر این اداره نیز جریان دارد:
«ما نظر به حکم ریاست جمهوری در تلاش اعمار یک مکان مناسب و معیاری و تجهیزات لازم
برای اداره‌ی ملی امتحانات می‌باشیم تا بتوانیم امتحانات خود را شفاف‌تر و قناعت‌بخش
برگزار کنیم.»

فرآیند امتحان کانکور در گذشته

عبدالقدیر خموش می‌گوید که فرایند کار ریاست عمومی امتحانات کانکور وزارت
تحصیلات در حدود ۵۰ درصد با کار اداره‌ی ملی امتحانات همسان بوده است. به گفته‌ی او،
این همسانی و شیوه‌ی کار در فرآیند اخذ تا اعلام نتایج کانکور، کارایی چندانی
نداشته است: «ما نصف کار‌مان را به همین میزانی که است پیش می‌بردیم، ولی نتیجه‌ی
خوبی نداشتیم. مشکل در این بود که تیم کانکور ما عملا در کانکور اشتراک نمی‌کرد و
خودش را صرف مسئول بخش اجرایی می‌دانستند و می‌گفتند که کار ما محصور در اتاق
کمیته‌ی کانکور در وزارت تحصیلات عالی است.» این امتحان‌ها توسط یکی از استادان
دانشگاه‌های ولایت که عضو ناظر امتحان بوده، مدیریت می‌شده است. مدیریت آن هم طوری
بوده که صندوق‌های جوابات در مراکز امتحانات مهر و لاک و به ریاست عمومی امتحانات
انتقال داده می‌شد.

آقای خموش می‌گوید: «تیمی که از ریاست عمومی امتحانات به مراکز امتحانات در
ولایت‌ها می‌رفت، مسئولیت امتحان را به دوش نمی‌گرفت. آنان صندوق‌ها را به تیم
نظارتی استادان ولایت می‌سپردند و بعد گزارش امتحان را هم از ناظران می‌گرفت و به
مرکز بر می‌گشت. این‌گونه هیچ کسی مسئول کم‌کاری شناخته نمی‌شد.»

پیش از امتحان سال ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ خورشیدی، فرایند اخذ امتحان طوری بوده است که
برای هر ولایت صرف چند کتابچه انتخاب و بعدا نسخه‌ی کاپی این کتابچه‌ها به اشتراک‌کنندگان
توزیع می‌شده است. بر اساس گفته‌های رییس اداره‌ی ملی امتحانات، «توزیع این کتابچه‌ها
در بهترین نحو ممکن هم طوری بوده است که کتابچه‌های یک‌سان، در ردیف‌های یک در
میانی اشتراک‌کنندگان توزیع می‌شد». آقای خموش می‌افزاید که از آسیب‌پذیری‌های جدی
این روش، موضوع درز کردن کتابچه‌ی سوالات به بیرون بود که حتا در مواردی، امتحانات
را مختل می‌کرد.

اداره‌ ی ملی امتحانات در سال ۱۳۵۶ خورشیدی به شکل یک کمیته در دانشگاه کابل تأسیس و پس از مدتی به عنوان آمریت امتحان کانکور در چوکات وزارت تحصیلات عالی ارتقا یافت. این اداره بعد از سال‌ها فعالیت، در دهه‌ی هفتاد خورشیدی تبدیل به یک شعبه در امور محصلان این وزارت شد و پس از آن به حیث ریاست بست دوم، تا ارتقای ریاست عمومی در این وزارت فعالیت کرد.

درباره : برای جوانان

Share Button

ایجاد محدودیت مالیاتی برای ظهرنویسی چک

فرشید فرحناکیان، وکیل دادگستری و آموزگار حقوق تجارت در یادداشتی به بررسی تاثیر اصلاحیه قانون مالیات‌های مستقیم درباره چک پرداخته است.

متن یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

اول) برای اسناد تجارتی به مفهوم اخص (برات، سفته و چک) اوصاف متعددی بر شمرده‌اند. از اولین این اوصاف، «وصف جایگزینی اسناد تجارتی به جای پول» است. جهت تقویت نقش استفاده از این اسناد تجارتی به جای پول، وصف دیگری برای آنها در نظر گرفته شده است که از آن به وصف «قابلیت ظهرنویسی اسناد تجارتی» یاد می‌شود.

فی الواقع به موجب این وصف «قابلیت ظهرنویسی اسناد تجارتی» امکان استفاده از «وصف جایگزینی اسناد تجارتی به جای پول» از «دارنده بلافصل» به میان «دارندگان مع الواسطه» نیز گسترده می‌شود. بدین ترتیب به جای «جابجایی فیزیکی پول»، به موجب ظهرنویسی؛ علاوه بر دارنده نخست به عنوان «دارنده بلافصل»، امکان «جابجایی اعتباری پول» مابین دیگر دارندگان متوالی سند تجارتی به عنوان «دارندگان مع الواسطه» نیز مقرر شده است و مثلاً در مورد چک ممکن است پس از چند نوبت ظهرنویسی، یکی از دارندگان به عنوان «دارنده نهایی» با مراجعه به بانک محالٌ علیه آن را وصول نماید.

موارد فوق الذکر عیناً در قانون تجارت در مواد متعددی برای این اسناد تجارتی پیش‌بینی شده است.

دوم) به موجب تبصره (۳) ماده ۱۴۷ قانون مالیاتهای مستقیم الحاقی ۳۱ تیرماه ۱۳۹۴:

«ﭘﺬﯾﺮش ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺘﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﻣﻮﺿﻮع اﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ﺗﻬﺎﺗﺮی اﻧﺠـﺎم ﻧﺸـﻮد از ﻣﺒﻠﻎ ﭘﻨﺠﺎه ﻣﯿﻠﯿﻮن (۵۰.۰۰۰.۰۰۰) رﯾﺎل ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﻨﻮط ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﯾﺎ ﺗﺴﻮﯾﻪ وﺟﻪ آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ (ﺳﯿﺴـﺘﻢ) ﺑـﺎﻧﮑﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.»

بدین ترتیب از ابتدای سال ۱۳۹۵ (زمان لازم الاجرا شدن اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۳۱ تیرماه ۱۳۹۴ مقرر در ماده۲۸۱ این قانون)، در راستای ایجاد شفافیت بیشتر در مبادلات اقتصادی (خرید کالا، خدمات و انجام هزینه) و امکان راستی‌آزمایی آنها؛ با لحاظ این امر که بررسی هزینه یک مؤدی الزاماً درآمدی برای مؤدی دیگر محسوب می‌شود، ضرورت دارد که پرداخت های بیش از ۵ میلیون تومان مربوط به طرفین این مبادلات صرفاً از طریق سیستم بانکی انجام گیرد.

سوم) طبق اظهار نظر دفتر فنی و حسابرسی مالیاتی: «معامله تهاتری، معامله کالا با کالا (مبادله پایاپای) می باشد که در آن در قبال دریافت کالا، به جای پول، کالای دیگری تحویل می‌گردد و همچنین صرفاً پرداخت هزینه‌هایی که از طریق سیستم بانکی توسط مؤدی انجام شود به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی تلقی می‌شود.»

چهارم) از مجموع مفاد این تبصره و نظریه فوق الذکر چنین برمی‌آید که صرفاً آن دسته از هزینه‌های مبادلاتی مؤدی قابل قبول است و در محاسبات مالیاتی او محاسبه و منظور می گردد که از طریق سیستم بانکی انجام شود.

لذا در مواردی که مؤدی مالیاتی برای خریدهای خود، مثلاً چک های دریافتی از مشتریان خود را حتی با ظهرنویسی هم به فروشنده منتقل نماید، از آنجاکه این عمل «ﭘﺮداﺧﺖ ﯾﺎ ﺗﺴﻮﯾﻪ وﺟﻪ آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ (ﺳﯿﺴـﺘﻢ) ﺑـﺎﻧﮑﯽ» تلقی نمی شود، مبلغ آن چک از ظهرنویس به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی پذیرفته نمی‌شود.

این در حالی است که مؤدیان مالیاتی مکلف هستند که دریافت و انتقال مبالغ اسناد تجارتی را در دفاتر تجارتی و سایر اسناد مثبته معتبر خود ثبت کنند و اندکی بلاتوجیه می‌نماید؛ برای آن که ضریب احراز صحت مبادلات مؤدیان مالیاتی افزایش یابد، شرط انحصاری «ﭘﺮداﺧﺖ ﯾﺎ ﺗﺴﻮﯾﻪ وﺟﻪ آنها از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ (ﺳﯿﺴـﺘﻢ) ﺑـﺎﻧﮑﯽ» مقرر گردد؛ علاوه بر آنکه حداقل در مورد چک النهایه «ﭘﺮداﺧﺖ ﯾﺎ ﺗﺴﻮﯾﻪ وﺟﻪ آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ (ﺳﯿﺴـﺘﻢ) ﺑـﺎﻧﮑﯽ» صورت می‌پذیرد.   

مع‌الوصف:

با توجه به تبصره (۳) ماده ۱۴۷ قانون مالیاتهای مستقیم الحاقی ۳۱ تیرماه ۱۳۹۴ و اظهار نظر دفتر فنی و حسابرسی مالیاتی، فعلاً ظهرنویسی اسناد تجارتی برات، سفته و به ویژه چک (با توجه به اهمیت کاربردی آن) جهت  ﭘﺮداﺧﺖ ﯾﺎ ﺗﺴﻮﯾﻪ وﺟﻪ مبادلات اقتصادی (خرید کالا، خدمات و انجام هزینه) به مؤدیان مالیاتی پیشنهاد نمی‌گردد.

وضعیت در مورد اسناد تجارتی در وجه حامل که ضرورتاً جهت انتقال آنها نیازی به ظهرنویسی نمی‌باشد و صرفاً با قبض و اقباض قابل انتقال هستند به طریق اولی قابل تعمیم است.

به نظر می‌رسد قانونگذار با تصویب این مقرره مالیاتی؛ با فاصله گرفتن از اوصاف اسناد تجارتی مقرر در قانون تجارت، در پی محدود کردن کاربرد اسناد تجارتی صرفاً در میان «دارندگان بلافصل» و اسقاط ضمنی وصف «قابلیت ظهرنویسی اسناد تجارتی» برای مؤدیان مالیاتی بوده است.

گرچه بر اساس تبصره (۱) ماده ۲۱ مکرر قانون چک الحاقی ۱۳۹۷ ظهرنویسی فیزیکی چک‌های عادی تا تاریخ ۲۹ آذر سال ۱۳۹۹ مجاز بوده اما بعد از این تاریخ ظهرنویسی فیزیکی ممنوع می باشد و ثبت انتقال چک در سامانه صیاد جایگزین ظهرنویسی چک خواهد بود؛ ولی وصف قابلیت ظهرنویسی چک و سایر اسناد تجاری خیلی پیش تر و از سال ۱۳۹۴ به موجب اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم برای مودیان مالیاتی محدود گردیده و هم اکنون لازم‌الرعایه است.

 

درباره : برای جوانان

شفاخانه‌ی رابعه بلخی، بزرگترین زایشگاه کشور و به ویژه پایتخت است که روزانه دست‌کم ۹۰ نوزاد در آن متولد می‌شوند. تا دو سال قبل شفاخانه‌ی بی‌نظمی بود که بیماران و مراجعه‌کنندگانش از مسئولان آن شاکی بودند، اما حالا تبدیل به شفاخانه‌ای شده است که کمیسیون خدمات ملکی و اصلاحات اداری جایزه‌ی «خلاقیت و شایستگی» را به رییس آن داده است. چند روز پیش به سراغ مسئولان این شفاخانه رفتم تا دریابم چه تغییرات در این شفاخانه آمده است؟

کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی افغانستان، برای نخستین بار، به تاریخ ۶ جدی امسال، به ده نفر ‌جایزه‌ی «خلاقیت و شایستگی» خدمات ملکی داد

در نخستین روزهای که صدیقه عبدالله ادیب ریاست شفاخانه‌ی رابعه
بلخی را به دوش گرفت، وزارت صحت تمام بخش‌های آن را بررسی کرد و به این شفاخانه از
۱۰۰ امتیاز ۳۸ امتیاز داد؛ معیاری که به قول خانم ادیب نشان می‌داد که شفاخانه در
وضعیت بدی قرار دارد: «آنان وضعیت شفاخانه را از لحاظ ارایه‌ی خدمات صحی، وضعیت کلینکی
و مدیریتی مورد بررسی قرار داده بودند.»

خانم ادیب در نخستین اقدام برای بهترشدن وضعیت شفاخانه یک
گروه مدیریتی که متشکل از نمایندگان تمامی بخش‌های فعال در شفاخانه است، تشکیل
داد. به اعتقاد خانم ادیب در یک سازمان کار گروهی اصل است و بدون آن نمی‌توان موفق
شد: «ما بسیار زود توانستیم که یک تیم کاری خوب را در داخل شفاخانه انکشاف دهیم. سه
ماه کار تیمی باعث شد که وزارت صحت پس از بررسی و ارزیابی شفاخانه به ما بالاتر از
۸۸ نمره بدهد.»

خانم ادیب و گروهش نظافت شفاخانه را در اولویت دستور کاری‌شان قرار دادند. اتاق‌های را که ۱۳ سال رنگ نشده بود، با همکاری و کمک مالی داکتران رنگ کردند. سپس سراغ بستر بیماران رفتند و کار را به اهل کار سپردند.

هر روز نزدیک به یک هزار بیمار به شفاخانه نسایی‌ولادی رابعه بلخی مراجعه می‌کنند

افغانستان از جمله کشورهایی است که بیشترین میزان مرگ‌ومیر
کودکان و مادران هنگام ولادت در آن اتفاق می‌افتد. خانم ادیب اما می‌گوید که اکنون
مرگ‌و‌میر مادران و نوزادان در شفاخانه به صورت قابل توجهی کاهش یافته و نزدیک به
صفر شده است. به گفته‌ی او مرگ‌هایی هم که در داخل شفاخانه اتفاق می‌افتد شامل
مریضانی می‌شوند که به موقع به شفاخانه نمی‌رسند: «مرگی که قابل جلوگیری است به
صفر رسیده است.»

به گفته‌ی خانم ادیب پیش از این علت اصلی مرگ نوزادان در
این شفاخانه رعایت نکردن بهداشت بوده است: «کاری که ما کردیم این بود که به هر کسی
فهماندیم که کارش را خودش انجام دهد و کار را به اهل کار سپردیم. منظم کردن بستر
بیمار و پاک کردن ماشین‌های مخصوص کودکان کار نرس و قابله است، نه صفاکار.»

آموزش اخلاق طبابت  

خانم ادیب می‌گوید پس از آنکه او ریاست این شفاخانه را به
عهده گرفت، دریافت که رفتار و برخودر داکتران با مریضان و در کل اخلاق طبابت رعایت
نمی‌شد. بناٌ او برای داکتران و کارمندان شفاخانه کارگاه و سیمینارهای اخلاق طبابت
را راه‌اندازی کرد. او می‌گوید: «بیمار از ما یک بستر پاک، معالجه‌ی به موقع و برخورد
خوب می‌خواهد که ما آن را در این‌جا برایش فراهم می‌کنیم.»

او معتقد است که داکتران و دیگر کارمندان در فضایی مثل
شفاخانه که بیشترین وقت‌شان را در آن می‌گذرانند، باید نسبت به شفاخانه‌ حس مالکیت
داشته باشند و فکر کنند که این‌جا خانه‌ی‌‌شان است: «در سه ماه نخست من و همکارانم
گاهی تا نصف شب هم کار می‌کردیم. در این مدت بسیار به سرعت بخش‌های مختلف شفاخانه
سر پا ایستاد.»

پیش از آن که بانو ادیب ریاست این شفاخانه را به عهده
بگیرد، برخی از کارمندان از بیماران اخاذی می‌کردند؛ طوری که بابت تولد هر نوزاد
از بستگانش زیر نام شیرینی پول می‌گرفتند. به گفته‌ی خانم ادیب، سه تن از آنان را
حین این کار شناسایی و از وظیفه برکنار کرده‌اند: «این امر باعث شد که از آن پس هیچ
کارمندی اخاذی نکند.»

همچنین بانو ادیب وگروهش نخست پلان‌ استراتژیک و سپس پلان
عملیاتی ساختند و بر مبنای آن اصلاحات و تغییرات در شفاخانه به میان آمد.

هر روز نزدیک به یک هزار بیمار به این شفاخانه مراجعه می‌کنند.
این شفاخانه مرجع مراجعه‌ی جدی‌ترین بیماران نسایی‌ولادی در سطح افغانستان است؛ به
این معنی که بیماران اگر در دیگر شفاخانه‌ها درمان نشود، در نهایت به این شفاخانه
راجع می‌شوند. از این حیث مسئولیت این شفاخانه نسبت به هر شفاخانه‌ای دیگر بیشتر
است و می‌طلبد که کار بیشتر نیز در آن صورت گیرد.

این شفاخانه سه بخش عمده‌ی نسایی، ولادی و عملیات‌ عمومی
ویژه‌ی زنان دارد. به صورت میانگین در هر ۲۴ ساعت ۷۰ ولادت عادی، ۲۴ عملیات سزارین
و ۱۲ جراحی عمومی در این شفاخانه انجام می‌شود.

گل‌زیور از منطقه‌ی واصل‌آباد، واقع در ناحیه‌ی هفتم شهر کابل عروسش را برای درمان به این شفاخانه آورده است. او از رفتار کارمندان و داکتران و ارایه‌ی خدمات در این شفاخانه می‌گوید: «رویه‌ی داکتران بسیار خوب است. سر وقت پیش مریض می‌آیند و رسیدگی می‌کنند.»

بیماران از خدمات و رویه‌ی داکتران و دیگر کارمندان شفاخانه ابراز رضایت می‌کنند

ساختمان شفاخانه‌ی رابعه بلخی حدود ۸۵ سال قدمت دارد. به
گفته‌ی خانم ادیب این ساختمان ویژه‌ی شفاخانه طراحی نشده است و پیش از آنکه از آن
به عنوان شفاخانه استفاده شود، مقر پولیس بوده است.

خانم ادیب می‌گوید از سال ۲۰۰۲ تا سال ۲۰۱۵ حدود ۴۰ میلیون
دالر در این شفاخانه مصرف شده است اما هیچ کار مفیدی در آن انجام نشده است. او می‌گوید
دولت افغانستان اگر توانایی ساختن ساختمان معیاری برای این شفاخانه را ندارد،
نباید دست روی دست نشست.

او از دو سال پیش که ریاست این شفاخانه را به عهده گرفت، برای بازسازی این شفاخانه به دنبال مؤسسات خیریه و تمویل‌کننده‌های خارجی رفت و از آنان درخواست کمک کرد. با استفاده از این کمک‌ها بخش التراسوند شفاخانه را فعال کرد و عملیات‌خانه را با وسایل جدید مجهز کرد.

این شفاخانه اکنون با دستگاه‌های عملیات پیشرفته مجهز شده است

اکنون هم بخش‌هایی از شفاخانه تحت مرمت و بازسازی قرار دارد.
رهبری شفاخانه موفق شده است که توجه نهادهای تمویل‌کننده و مالی دولتی و غیردولتی را
جلب کند. آیساف، در مرمت اتاق‌های جراحی، تمویل لوازم پزشکی، مرمت ساختمان و کمک‌های
دارویی وسیع به صورت مستقیم با شفاخانه همکاری می‌کند: «سال گذشته‌ی میلادی بیش از
۲۰۰ بستر، ماشین‌های عملیات و ماشین‌های التراسوند از کمک‌های آیساف به دست آوردیم.»

هدف رهبری شفاخانه در سال آینده این است که شفاخانه را با
واحد مراقبت‌های ویژه مجهز کند و سیستم ثبت اسناد در شفاخانه را الکترونیک کند.

نبود جای مناسب برای همراهان بیماران و نبود داروی کافی از مشکلات عمده‌‌ای است که شفاخانه رابعه بلخی با آن مواجه است.

درباره : برای جوانان

Share Button

رأی شماره ۱۶۴۶ مورخ ۱۳۹۷/۷/۲۴ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

با موضوع: ابطال مصوبه شماره ۱ـ۲۲/۱/۱۳۹۵ شورای اسلامی شهر نرماشیر

تاریخ دادنامه: ۱۳۹۷/۷/۲۴      شماره دادنامه: ۱۶۴۶     شماره پرونده: ۶۵۰/۹۶

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: سازمان بازرسی کل کشور

موضوع شکایت و خواسته: ابطال مصوبه شماره ۱ـ ۱۳۹۵/۱/۲۲ شورای اسلامی شهر نرماشیر

گردش کار: سازمان بازرسی کل کشور به موجب شکایتنامه شماره ۸۸۰۲۲ ـ ۱۳۹۷/۴/۳۱ ابطال مصوبه شماره ۱ـ۱۳۹۵/۱/۲۲ شورای اسلامی شهر نرماشیر را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

«حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای بهرامی

رئیس محترم دیوان عدالت اداری

سلام علیکم

احتراماً به استحضار می‌رساند: حسب اطلاعیه واصله به این سازمان، شهرداری نرماشیر از کلیه کامیونهای عبوری حامل خرما، عوارضی تحت عنوان عوارض حمل بار

خرما اخذ می‌نماید و مستند اطلاعیه نیز تصویر دو فقره فیش دریافتی از کامیونهای حامل بار خرما می‌باشد که پیوست است. در مورد موضوع از شهرداری نرماشیر استعلام شده که در پاسخ اعلام شده است: شهرداری تحت هیچ عنوان عوارض از محصولات کشاورزی دریافت نمی‌نماید و کلیه عوارض این شهرداری تحت عنوان عوارض بر حمل بار اخذ می‌گردد.

مجدداً از رئیس شورای شهر نرماشیر درخواست اعلام مستد قانونی شده که وی در پاسخ طی نامه شماره ۹۵۸۰۰/۲۰۳۴۹ ـ ۱۳۹۵/۱۰/۱۱ اعلام داشته است: «علت وضع عوارض توسط این شهرداری بر روی محصول خرما به استحضار می‌رساند وضع عوارض خرما توسط تمام شهرداریهای شرق استان (بم، بروات، نرماشیر، فهرج و محمدآباد) در سال ۱۳۸۳ صورت پذیرفت تا در ورای این اقدام به وضعیت نابسامان درآمدی شهرداریهای این منطقه که تعدادی از آنان تازه تأسیس بودند کمکی شود که امر با تأیید و همکاری سایر نهادهای قانونی و دولتی مانند فرمانداریها صورت پذیرفت…» به طوری که ملاحظه می‌شود، رئیس شورای شهر نرماشیر نیز اذعان به وضع عوارض از خرما (حمل بار) نموده است و اعلام داشته است، تمام شهرداریهای شرق استان کرمان متفقاً این عوارض را اخذ می‌نمایند.

حسب بررسیهای شورای اسلامی شهر نرماشیر طی مصوبه شماره ۷ ـ ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ عوارض بر حمل خرما برای سال ۱۳۹۳ را با ۱۰ درصد افزایش نسبت به سال ۱۳۹۲ که بر مبنای توافق نامه مذکور اخذ می‌گردیده، تصویب نموده و آن را طی نامه شماره ۱۰۰/۱۰۱۴۸ ـ ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ به شهرداری جهت اجرا ابلاغ گردیده است. همچنین در پایان سال ۱۳۹۴ طی مصوبه شماره ۲۸ ـ ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ نیز این عوارض را با ۱۵% نسبت به سال ۱۳۹۳ مصوب و طی نامه شماره ۱۰۰/۱۰/۱۰۲ ـ ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ به شهرداری ابلاغ شده است.  شورای شهر نرماشیر عوارض مذکور را برای سال ۱۳۹۵ طی مصوبه شماره ۱ـ۱۳۹۵/۱/۲۲ و با ۱۵ درصد نسبت به سال ۱۳۹۴ به تصویب رسانده و طی نامه شماره ۱۳۹۵/۱/۲۲ به شهرداری ابلاغ کرده است. این در حالی است که اولاً: برابر تبصره (۱) ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده، عوارض محلی می‌باید حداکثر تا ۱۵ بهمن ماه هر سال مصوب گردد، در حالی که عوارض مذکور خارج از مهلت مذکور مصوب شده بود. ثانیاً: با توجه به اینکه برابر تبصره ذیل ماده ۷۷ قانون مذکور شورا مکلف به ارسال مصوبه به فرمانداری بوده و مصوبه شماره ۱ـ ۱۳۹۵/۱/۲۲ در خارج از زمان قانونی مصوب و به فرمانداری نیز ارسال نشده است. ثالثاً: عوارض مذکور بر حمل بار از کامیونهای حامل خرما وضع شده، در صورتی که خرما یکی از کالاهای صادراتی می‌باشد و اخذ این گونه عوارض برخلاف ماده (۱۸) قانون مقررات صادرات و واردات مصوب سال ۱۳۷۲ مجلس شورای اسلامی و ماده واحده قانون معافیت صادرات کالا و خدمات از پرداخت عوارض می‌باشد.

بنابراین شورای اسلامی نرماشیر بر خلاف تبصره ۱ ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده در تاریخ ۱۳۹۵/۱/۲۲ و طی مصوبه شماره ۱ عوارض بر حمل بار خرما را وضع نموده و بر خلاف ماده ۷۷ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران و بدون ارسال مصوبه به فرمانداری جهت اجرا آن را به شهرداری ابلاغ نموده و به علاوه وضع عوارض بر حمل بار خرما (که کالای صادراتی محسوب می‌گردد) برخلاف ماده ۱۸ قانون و مقررات صادرات و واردات مصوب سال ۱۳۷۲ و ماده واحده قانون معافیت صادرات کالا و خدمات از پرداخت عوارض مصوب سال ۱۳۷۹ مجلس شورای اسلامی می‌باشد. از این رو ابطال مصوبه مذکور و اعمال ماده ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری از آن مقام درخواست می‌گردد. »

متن مصوبه مورد اعتراض به شرح زیر است:

«با توجه به مباحث و مطالب: جلسه با تلاوت آیاتی از کلام ا… مجید آغاز و رئیس جلسه ضمن قرائت دستورجلسه اعلام نمود با توجه به اینکه هر سال بهای خدمات وکالاها دارای رشد مثبت بوده و شهرداریها به منظور تأمین هزینه‌های خود بلاجبار می‌بایست در بهای خدمات یا تعرفه‌های خود افزایشی لحاظ نمایند تا جوابگوی هزینه‌های خود باشند، از این رو پیشنهاد افزایش ۱۵ درصدی در تعرفه پیشنهادی سال ۱۳۹۵ عوارض خدمات شهری و تعرفه عوارض کسب و پیشه پروانه‌های ساختمانی (مسکونی، تجاری، خدماتی، اداری و…) با ۱۵ درصد افزایش نسبت به سال ۱۳۹۴ نموده که اعضای شورای اسلامی شهر با این افزایش موافقت نمودند. »

طرف شکایت علیرغم ارسال و ابلاغ نسخه دوم دادخواست و ضمائم آن تا زمان رسیدگی به پرونده هیچ‌گونه پاسخی ارسال نکرده است.

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۲۴ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

رأی هیأت عمومی

طبق تبصره (۱) ماده (۵۰) قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال ۱۳۸۷، شورای اسلامی شهر و بخش جهت وضع هر یک از عوارض محلی جدید که تکلیف آنها در این قانون مشخص نشده باشد، موظفند موارد را حداکثر تا پانزدهم بهمن ماه هر سال برای اجرا در سال بعد، تصویب و اعلام عمومی نمایند و همچنین بر اساس تبصره ماده ۸۵ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوب سال ۱۳۷۵، عوارض یک ماه پس از ارسال هر مصوبه به وزارت کشور قابل وصول است. نظر به اینکه مصوبه شماره ۱ـ ۱۳۹۵/۱/۲۲ شورای اسلامی شهر نرماشیر بدون رعایت قواعد قانونی و در مورخ ۱۳۹۵/۱/۲۲ تصویب و برای همان سال اجرا گردیده است و مراحل قانونی و مواعد یاد شده را طی نکرده است، بنابراین مصوبه مذکور مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می‌شود . با اعمال ماده ۱۳ قانون یاد شده و تسری ابطال مصوبه به زمان تصویب آن موافقت نشد.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ـ محمدکاظم بهرامی

درباره : برای جوانان

نوجوانیها: منابع امنیتی در شمال کشور از کشته شدن فرمانده عمومی گروه
طالبان برای ولسوالی خواجه سبزپوش ولایت فاریاب خبر داده‌اند.

قول اردوی ۲۰۹ شاهین امروز یک‌شنبه (بیست و سوم جدی) با نشر
اعلامیه‌ای گفته است که قطعات ویژه‌ی نیروهای ارتش در همکاری با حملات هوایی
نیروهای حمایت قاطع روز شنبه عملیات هدفمندی را در ولسوالی خواجه سبزپوش ولایت
فاریاب راه‌اندازی کرده بودند که در نتیجه به جنگجویان طالب تلفات سنگین وارد شده
است.

در اعلامیه گفته شده است که در جریان این درگیری قاری تاج‌الدین،‌
فرمانده عمومی طالبان برای ولسوالی خواجه سبزپوش فاریاب همراه با ۲۰ نفر از افرادش
کشته شده‌اند.

بر اساس اعلامیه، قاری تاج‌الدین، فرمانده درجه یک طالبان
برای ولسوالی خواجه سبزپوش بود که در بیشتر حملات تهاجمی و تروریستی این گروه در
ولسوالی‌های خواجه سبزپوش و شیرین تگاب نقش داشته است.

قول اردوی ۲۰۹ شاهین همچنان گفته است که در جریان این
درگیری‌ها، ۱۵ جنگجوی دیگر گروه طالبان زخمی و ۱۲ جنگجوی این گروه از سوی نیروهای
امنیتی بازداشت شده‌اند.

در اعلامیه‌ی این قول اردو گفته شده است که در این عملیات سه قرارگاه گروه طالبان از بین برده شده و مقدار زیادی سلاح و مهمات این گروه به شمول چندین عراده موتر و موتورسایکل به دست نیروهای امنیتی افتاده است.

در این عملیات به نیروهای امنیتی و غیرنظامیان هیچ آسیبی نرسیده است.

درباره : برای جوانان
صفحات سایت