نوجوانیها


پولیس هرات از بازداشت  دو سارق مسلح در این ولایت خبر داده است.

 

عبدالاحد ولی زاده سخنگوی پولیس هرات می گوید که شب گذشته، دو سارق مسلح، ۲۰ هزار دالر امریکایی را که از یکی از صرافان شهر هرات به سرقت برده بودند، با کمین پولیس مواجه شده و هر دو سارق در درگیری با پولیس زخمی شدند.

به گفته‌ی سخنگوی پولیس، در این درگیری یک نفر از نیروهای امنیتی نیز زخمی شده است.

این سارقین در حالی از سوی پولیس هرات زخمی و بازداشت شدند که فرمانده امنیه هرات اجازه شلیک به سمت سارقان مسلح را داده است

 

بیشتر بخوانید:

پولیس سارقان صرافی را دستگیر کرد

پولیس سارقان صرافی را دستگیر کرد

 

https://telegram.me/CHEKADTV

کلیدواژه ها :

درباره : برای جوانان

Share Button

شورای اجرایی اسکودا تشکیل جلسه داد

پایگاه خبری نوجوانیها – شورای اجرایی اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای ایران (اسکودا) روز پنجشنبه بیست‌وهفتم دی‌ماه در محل اتحادیه تشکیل جلسه داد.

به گزارش پایگاه خبری نوجوانیها به نقل از وبگاه اسکودا، در شورای اجرایی اسکودا نسبت به موضوعات مندرج در دستورجلسه به‌شرح زیر بحث و اتخاذ تصمیم شد:

بدواً شورای اجرایی مراتب تسلیت خود را به مناسبت درگذشت مرحوم احمد باغوردانی ریاست اسبق کانون وکلای خوزستان و لرستان اعلام نموده و سپس وارد دستور جلسه شد.

۱ ـ گزارش امور جاری

گزارشی در خصوص نحوه هماهنگی در اعلام نتایج آزمون، اصلاح مقررات، بودجه معاضدتی و آسیب شناسی پذیرش دانشجو در رشته حقوق ارائه، بحث و مذاکره شد.

۲ ـ گزارش وضعیت مالیاتی اتحادیه و اتخاذ تصمیم درمورد آن

گزارش وضعیت مالیاتی اتحادیه ارائه و مورد بحث قرارگرفت مقرر شد:

الف- به منظور احتراز از تحمیل مالیات ناروا به اتحادیه هیأت رئیسه نسبت به استقرار سیستم حسابداری مناسب از طریق به کارگیری کارشناس حسابداری اقدام نماید.

ب- در مورد حل و فصل مسائل مالیاتی سنوات ۹۰ تا ۹۶ هیأت رئیسه اتحادیه اقدامات لازم شامل استفاده از مشاور مالیاتی، انتخاب وکیل و … اتخاذ نماید و در این زمینه از اختیارات کامل مالی برخوردار است.

۳ ـ اصلاح آیین کار از حیث تعداد و ترکیب و نحوه فعالیت کمیسیونهای اتحادیه (موضوع ماده ۲۲ مکرر اساسنامه اصلاحی همایش اهواز و پیرو نامه شماره ۲۹۹ص۹۷ مورخ ۲۹/۰۸/۱۳۹۷)

۴ ـ هماهنگی اقدامات وکلا درمورد طرح نحوه استقرار دفاتر وکلا و … (پیشنهاد شورای عالی استانها) و موضوع سهم قوه قضائیه از هزینه تمدید (پیرو اجلاس رؤسای کانونها در بوشهر)

الف) گزارش اقدامات انجام شده توسط کانونها و اتحادیه ارائه شد، کارگروهی متشکل از آقایان دکتر رضایی، دکتر آقایی، دکتر احمدی، رستمی، غلامی جلال، دکتر یوسف زاده، محقق برای هماهنگی اقدامات لازم در این زمینه تشکیل گردید.

ب) با توجه به مصوبه جلسه روسای کانونهای وکلا در بوشهر مقرر شد کانونهای وکلا با کمیسیون تلفیق مکاتبه کنند.

۵ ـ پیشنهاد کانون وکلای آذربایجان شرقی درمورد دبیرخانه دائمی منع خشونت علیه زنان

ضمن استقبال از ایده کانون محترم آذربایجان شرقی و با توجه به اینکه تاسیس دبیرخانه در صلاحیت هیات مدیره کانون مذکور است اعضای شورای اجرایی بر همکاری کانونهای وکلا و اتحادیه با کانون آذربایجان شرقی تاکید کردند.

۶ ـ اتخاذ تصمیم درمورد لزوم اصلاح یا عدم اصلاح شرح وظایف کارآموزی (موضوع مصوبه جلسه مورخ ۲۶/۰۷/۱۳۹۷ شورای اجرایی)

ضمن تاکید بر لزوم اصلاح شرح وظایف در جهت وحدت رویه مقرر شد کانونهای وکلا با کسب نظر کمیسیون های کارآموزی خود حداکثر تا تاریخ ۱۰/بهمن/۹۷ موارد پیش نهادی خود را به اتحادیه ارائه نمایند. 

۷ ـ سایر مواردی که کانونهای وکلا مطرح فرمایند

الف) با توجه به پیشنهاد کمیسیون امور بین الملل اتحادیه و موافقت شورای اجرایی کانون وکلای دیوان کیفری بین المللی مقرر شد، بدون ایجاد بار مالی برای اتحادیه کنفرانس مشترکی با مشارکت اتحادیه و شورای مذکور و به میزبانی یکی از کانونهای وکلای دادگستری تحت عنوان “صلاحیت دیوان کیفری بین المللی و مسئولیت کشور های خاورمیانه” در تابستان سال آینده برگزار گردد.

ب) به منظور آسیب شناسی دستورکار و کیفیت و کمیت اجرای مصوبات شورای اجرایی و ارائه راهکارهای موثر ارتقاء عملکرد شورای اجرایی کارگروهی متشکل از آقایان دکتر آقایی، دکتر یوسف زاده، هژیر، رستمی، نحوی تشکیل گردید و مقرر شد تا پایان بهمن ماه گزارش را به شورای اجرایی ارائه نمایند.

کانون های غایب در جلسه:  خراسان (با اعلام قبلی)، خوزستان، همدان، قم، گلستان، کرمان (به دلیل برگزاری انتخابات)

 

درباره : برای جوانان

حدوداً
سه ماه پس از برگزاری انتخابات پارلمانی، شام دیروز کمیسیون مستقل انتخابات نتایج ابتدایی
ولایت کابل و حوزه‌ی
کوچی‌ها را اعلام کرد.
تأخیر در اعلام نتایج انتخابات پارلمانی تا هنوز اعتراضات گسترده‌ی مقامات دولت و رای‌دهندگان
را در پی داشته است. مقامات بلندپایه‌ی دولت به شمول داکتر عبدالله عبدالله رییس اجراییه،
ناتوانی کمیسیون را عامل این تأخیر عنوان کرده است. کمیسیون‌های انتخاباتی اما سرانجام
در میان کشمکش‌های بسیار و جدال‌های متعارض در مورد چگونگی شمارش آرا و حتا ابطال نتایج
انتخابات پارلمانی ولایت کابل، دیروز فهرست ابتدایی نامزدان راه‌یافته در مجلس نمایندگان
را اعلام کردند.

فهرست
۳۳ نامزد برنده‌ در نتیجه‌ی ابتدایی (۲۴ مرد و ۹ زن) نشان‌دهنده‌ی پیروزی پول و پول‌داران
در انتخابات پارلمانی است. نسل جدیدی از سرمایه‌داران و تاجران که پس از ۲۰۰۱ میلیون‌ها
و صدها میلیون دالر را به برکت حضور نیروهای خارجی و بازار آزاد کابل به‌دست آورده‌اند،
برندگان اصلی انتخابات در ولایت کابل است.

میلیونرها
در کابل اکنون پس از یک‌و‌نیم دهه فعالیت آزاد پیروزی بزرگی به‌دست آورده‌اند. آن‌ها
از شروع پروسه‌ی انتخابات تا اکنون با پخش میلیون‌ها دالر در جاده‌های کابل و توزیع
ده‌ها میلیون دالر دیگر در میان رأی‌دهندگان، ناظران، برگزار‌کنندگان، شمارش‌گران و
تصمیم‌گیران، به پیروزی بزرگ‌تری دست یافته‌اند: مصئونیت، قدرت و پول بیشتر.

نسل جدید
تاجران افغانستان و میلیونرهای کابل، زاده‌ای فساد بی‌رویه است که حکومت افغانستان،
امریکا و جامعه جهانی را زمین‌گیر کرده‌اند. در صدر فهرست برندگان انتخابات پارلمانی
در کابل افرادی‌ست که در بیش از یک‌و‌نیم دهه‌ی گذشته قراردادی آیساف، نهادهای خارجی،
حکومتی و … بوده‌اند. ضعف دولت در جلوگیری از فساد رو به گسترش و مماشات در برابر
فساد‌پیشگان و پرونده‌های بزرگ فساد مانند کابل بانک، اکنون افغانستان را در آستانه‌ی
یک فساد بزرگتر و خطرناک‌تر قرار داده است. میلیونرها پارلمان افغانستان را با دالر
تسخیر خواهند کرد. آن‌ها تصامیم مجلس را خریداری می‌کنند و قوانین را به نفع خودشان
و برای حفاظت از سرمایه‌ی‌شان تغییر و دست‌کاری خواهند کرد.

اگر پول
توانسته رای‌دهندگان، برگزار‌کنندگان، ناظران و شمارش‌گران و حتا نهادهای انتخاباتی
را دربست بخرند، از این پس می‌توانند قانون بخرند، پارلمان بخرند و وکیل بخرند. اکنون
شعار جامعه جهانی و مبارزه‌ی حکومت افغانستان برای تحقق مردم‌سالاری و کاهش فساد، ناکام
شده است. کمیسیون‌های انتخاباتی و تمامی روندهای انتخاباتی بر اساس رأی مردم به عنوان
شالوده‌ی یک دموکراسی حداقلی، در پیشگاه صاحبان دالر و ثروت زرد‌رنگ و شکست‌خورده است.
میلیونرها در کابل پیش از انتخابات در جاده‌ها، جیب رای‌دهندگان، استخدام ناظران و
خریداری کارمندان کمیسیون در مراکز و محلات رای‌دهی، گام اول را برداشتند. در قدم دوم،
آن‌ها به کمیسیون‌های انتخاباتی و میز شمارش آرا پول پخش کردند و در قدم سوم در مرکز
داده‌ها و تصمیم‌گیری پول تزریق کردند. حالا، مصاف اصلی میلیونرها بازار و تجارت کثیف‌تری
است: پول‌شویی و مصئونیت.

راه‌یابی
میلیونرها به پارلمان در قدم اول مصئونیت عدلی و قضایی آن‌ها را در پی دارند. زنجیره‌ای
از مافیا و میلیونرها مرحله‌ای جدید از فساد و پول‌شویی را در افغانستان به راه خواهد
انداخت. مصئونیت وکالت دستاویز بزرگی است برای فساد بی‌رویه و فرامنطقه‌ای. میلیونرها
اکنون با خریداری تصامیم و اعضای پارلمان بر تمامی روندهای تصمیم‌گیری و قانونی نفوذ
خواهند کرد. نفوذ آن‌ها بر تصامیم و قوانین، سیستم‌های حکومتداری موثر و شفاف را ناکام
و افغانستان را به میدان رقابت بی‌پایان پول‌شویی و حاکمیت دالر بر قانون تبدیل خواهند
کرد.

کمیسیون انتخابات که زمینه‌ساز و شریک پیروزی نسل جدید میلیونرها در انتخابات است، توانایی حذف و تعدیل لیست برای پاک‌سازی آرای کابل را ندارند. رأی بیومتریک شده و ناشده، رای شهروند و رای دالر اکنون همه شمرده شده‌اند و امکان تغییر در نتایج نهایی ولایت کابل و در کل در نتیجه‌ی انتخابات پارلمانی با توجه به حاکمیت فساد بر تصمیم‌گیری و نهادهای تصمیم گیرنده، اندک است. بنا‌براین، فساد پیروز شده است، دالر پیروز شده است. رای‌دهندگان و حامیان دموکراسی و مردم‌سالاری باخته‌اند و شکست خورده‌اند.

درباره : برای جوانان

Share Button

محسنی اژه‌ای:

باید سقفی برای تعداد وکلا تعیین شود

پایگاه خبری نوجوانیها- سخنگوی قوه قضاییه در برنامه بدون توقف بر لزوم اصلاح برخی قوانین وکالت و کارشناسی رسمی و ضرورت تعیین سقف برای جذب وکلای دادگستری تأکید کرد.

به گزارش نوجوانیها حجه‌الاسلام محسنی اژه‌ای در این برنامه که شب گذشته، ۲۳ دی، از شبکه سوم سیما پخش شد گفت:

اعتقاد من بر این است حتماً باید در این موضوع بازنگری شود. یک رانتی هم در وکالت و هم در کارشناسی ایجاد شده است، یک عده محدود از وکلا هستند که محدودند و بعضی اتفاقاً قاضی بوده‌اند و بدون آزمون وکیل می‌شوند. یعنی امروز که بازنشسته شودند فردا می‌روند و درخواست پروانه وکالت می‌دهند.

این یکی از بحث‌هایی است که گاهی موجب اطاله دادرسی می‌شود، گاهی موجب اجحاف در حق مردم و در حق قوه قضاییه می‌شود.

ما به شدت به‌دنبال اصلاح این مسئله هستیم، از زمانی که لایحه جامع وکالت را ارایه دادیم که در دولت دهم به جایی نرسید و در دولت یازدهم هم پیگیری کردیم و نتیجه نداد و الان هم دنبالش هستیم و به جایی نرسیده است.

قانون در این مورد حتماً باید اصلاح شود و این افراد هم بسیار معدودند، یعنی از حدود ۶۸ هزار وکیل عده بسیار کمی از این رانت برخوردارند در حالی که عده زیادی حتی پرونده‌ای گیرشان نمی‌آید.

در پرونده بابک زنجانی، شاکی یعنی شرکت نفت ۴ وکیل داشته و دادگاه ۲۶ جلسه حضور داشتند، هرکدام حدود ۳۴۰ میلیون حق‌الوکاله گرفته‌اند. این‌ها همکان کسانی هستند که قبلاً در دستگاه قضایی بوده‌اند و قاعدتاً همه را می‌شناسند و راهکارها را می‌دانند؛  لذا اینجا رانتی وجود دارد.

به شدت معتقدم اولاً مشخص شود و بگویید که شما قراردادی  را که با شاکی نوشتید تحویل دادگاه دادید یا خیر؟ قانونی داریم که همراه با برگه وکالت که به دادگاه ارایه می‌شود، حتما باید نسخه‌ای از قرارداد حق‌الوکاله را به دادگاه بدهند که دادگاه بداند وکلا چقدر حق‌الوکاله می‌گیرند ولی هیچ کدام از وکلا آن را ارایه نمی‌دهند. ماده‌ای را در گذشته پیدا کردند، ماده ۱۹ قانون وکالت۱، که اگر چنانچه قرارداد کتبی نداشتند و توافق شفاهی شده بود، می‌توانند قرارداد تحویل ندهند و به آن استناد می‌کنند و آن را تحویل دادگاه نمی‌دهند. معمولاً کسانی هم که پول این‌چنینی دریافت می‌کنند مالیات هم‌ نمی‌دهند.

باید یک سقفی تعیین شود که به ازای هر تعداد جمعیت چند نفر وکیل لازم است. این را باید قانون تعیین کند.

یکی از مهم‌تر از این، اصلاح قانون کارشناسی است. کارشناسی در پرونده‌های عدیده مطرح می‌شود. در پرونده‌های بزرگ افراد خاص می‌آیند هم وکالت می‌کنند و  هم کارشناسی. این‌ها باید اصلاح شود.

 

۱.

ماده ۱۹ لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری:

میزان حق‌الوکاله در صورتی که قبلاً بین طرفین توافق نشده باشد طبق تعرفه‌ای است که با پیشنهاد کانون و تصویب وزیر دادگستری تعیین‌خواهد شد و در قبال اشخاص ثالث این تعرفه معتبر خواهد بود مگر در صورتی که قرارداد حق‌الوکاله کمتر از میزان تعرفه وکالتی باشد.

درباره : برای جوانان

یک‌ونیم سال پیش (۲۶ اسد ۱۳۹۶ خورشیدی) محمداشرف غنی، رییس‌جمهوری کشور از
وزارت تحصیلات عالی کشور خواست که نصاب تحصیلی دانشگاه‌های کشور را تغییر بدهد. به
گفته‌ی آقای غنی، نصاب تحصیلی «جواب‌گوی نیازمندی‌های مملکت، اقتصاد، سیاست، اداره و خواسته‌های نسل
نو افغانستان» نیست.

اکنون این سوال مطرح می‌شود که پس از یک سال‌و‌نیم، چه تغییراتی در نصاب تحصیلی دانشگاه‌های کشور به میان آمده است؟

مقام‌های وزارت تحصیلات عالی کشور می‌گویند که نصاب تحصیلی کشور به طور کلی از سطح
دیپارتمنت تا به وزارت تحصیلات عالی بازنگری شده و تغییر یافته است. در مقابل
شماری از کارشناسان می‌گویند که مسئولان پیشین و فعلی وزارت تحصیلات عالی دنبال عوام‌گرایی است و
تغییرات آن‌چنانی در نصاب تحصیلی نیامده است.

محمد فیصل امین، سخن‌گوی وزارت تحصیلات عالی می‌گوید که نصاب تحصیلی در مطابقت
با نیاز و بازار کار جامعه‌ی افغانستان و همسان با جامعه‌ی بین‌الملل تغییر کرده
است: ‌«ما تلاش کرده‌ایم که نصاب تحصیلی جدید را در سطح کشور همسان کنیم.»

وزارت تحصیلات عالی در ۲۸ عقرب سال گذشته «اجماع ملی بازنگری نصاب تحصیلی
کشور» را برای بهبود وضعیت تحصیلات عالی، به دستور رییس‌جمهوری کشور برگزار کرد.
هدف از برگزاری این اجماع، معیاری‌سازی نصاب تحصیلات عالی خوانده شده بود.

پیش از این در سال ۱۳۸۸ خورشیدی نیز یک کمیته‌ به نام «کمیته‌ی ملی تجدید و
انکشاف نصاب» در وزارت تحصیلات عالی ایجاد شده بود. هدف از ایجاد این کمیته نیز،
تغییر نصاب تحصیلی گفته شده بود. کمیته‌‌ی ملی تجدید و انکشاف نصاب وزارت تحصیلات
عالی در سال ۱۳۹۲ خورشیدی کریکولمی را که دارای 
۵۲ عنوان درسی است، به دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی توزیع کرد، ولی آن
نصاب به دلیل غیرمعیاری و به‌روز نبودن آن، نتوانست تطبیق شود.

اقدامات جدید وزارت تحصیلات عالی

وزارت تحصیلات عالی کشور در آخرین اقدامش حدود سه ماه پیش (۱۶ عقرب) برای
تغییر نصاب تحصیلی، نشستی با نام «برنامه‌ی ملی بازنگری و انکشاف نصاب‌های تحصیلی»
با متخصصانی از نهادهای تحصیلی خصوصی و دولتی برای دو روز برگزار کرد. در این نشست
به رشته‌های تکنالوژی طبی، معادن، محیط زیست، قابلگی، پرستاری، صحت عامه، اداره‌ی
عامه و مدیریت آموزشی نسبت با رشته‌های دیگر، اولیت داده و فیصله شده بود که این
رشته‌ها باید در دانشگاه اضافه شود.

محمد‌فیصل امین می‌گوید که در این نشست از اضافه‌شدن شماری از رشته‌ها از
جمله، حقوق و علوم سیاسی به دلیل اشباع بازار کار آن در کشور، متوقف شده است: «ما به
عنوان مثال در چهار سال تحصیلی ۲۸ هزار محصل حقوق فارغ می‌دهیم که این بازار دیگر مشبوع
شده است. به همین دلیل ما ایجاد رشته‌های حقوق و علوم سیاسی را در دانشگاه‌ها کاملا
متوقف کرده‌ایم.» به گفته‌ی او، این اولیت‌بندی‌ها با سنجش نیاز جامعه و بازار کار
افغانستان از میان ۱۶۵ رشته‌ی تحصیلی صورت گرفته است.

با این حال، دکتر محمدسلیم ساعی، استاد دانشگاه کابل می‌گوید که این نصاب،
سنجش جدی می‌خواهد و در کنار مواردی که وزارت تحصیلات عالی برای تغییر نصاب تحصیلی
در نظر گرفته است، باید پیش‌زمینه‌ای مکتب و سطح سواد دانش‌جویان را نیز مدنظر گیرد:
«تغییر نصاب تحصیلی ایجاب می‌کند که رشته‌ها بازارسنجی شود. بعد زیربناها و امکانات
سنجیده شود. بعد پیش‌زمینه‌ی مکتب دانشجویان سنجیده شود، بعد از آن ما نصاب تحصیلی
را باید تغییر بدهیم. ولی در کشور ما متأسفانه، این‌گونه نیست.»

سخن‌گوی وزارت تحصیلات عالی می‌گوید که از دیگر اقدام این وزارت هم‌سان‌سازی
نصاب‌های تحصیلی در سطح دانشگاه‌های دولتی و خصوصی می‌باشد. آقای امین می‌افزاید
که در نشست برنامه‌ی ملی بازنگری و انکشاف نصاب تحصیلی، فیصله شده است که در تمامی
نهادهای تحصیلی یک نصاب واحد درسی تکثیر شود و از این طریق تفاووت‌ها میان نصاب‌های
تحصیلی خصوصی و دولتی برداشته می‌شود. او می‌گوید: «شیوه‌ی هم‌سان‌سازی طوری انجام
می‌پذیرد که نمایندگان تمامی دانشگاه‌های کشور را ما در وزارت می‌خواهیم و دیدگاه‌های‌شان
را در رابطه با کریکولم درسی می‌گیریم. پس از آن با توافق هم، یک سیستم واحد و
کریکولم همسان ایجاد می‌کنیم. بعدا در سال نو تحصیلی ما به استادان وقت می‌دهیم که
در یک دوره‌ی مشخص تحصیلی، این نصاب را تدریس کنند. در این کریکولم چیزی که مهم
است، تطبیق مضامین اساسی با کریکولم می‌باشد و ممد درسی در دانشگاه‌ها اختیاری
است.»

سخن‌گوی این وزارت می‌گوید که در تغییرات به میان آمده، همسانی نصاب تحصیلی
کشور  با نصاب‌های تحصیلی بین‌المللی در
نظر گرفته شده است. او می افزاید که نصاب‌های تحصیلی کشور باید بر اساس و مبنای نیازهای
جامعه‌ی بین‌المللی و مطالبات ملی افغانستان ترتیب شود تا فرآوردهای دانش‌آموختگان
کشور هم در افغانستان کارایی داشته باشد و هم در خارج از کشور، مطابق نظام بین‌المللی
باشد.

آقای ساعی اما می‌گوید که سطح سواد دانش‌آموزان در افغانستان بسیار پایین است.
«شاگردی که از صنف دوازدهم از مکتب افغانستان فارغ می‌شود، بسیار ضعیف‌تر از شاگردی
است که در کشورهای دیگر صنف پنجم مکتب را می‌خواند. حالا چطور ما می‌توانیم که یک دوره‌ی
چهار یا پنج‌ساله را در نظر گرفته و یک سیستم جدید، مطابق به یک کشور دیگر تدریس کنیم.
عملا این موضوع را ما در دانشگاه کابل تجربه کرده‌ایم. ما در ابتدا درس را بسیار به
سطح بالا شروع می‌کنیم، می‌بینیم که دانشجو موضوع را گرفته نمی‌تواند و رفته‌رفته سطح
درسی دانشگاه را در سطح مکتب پایین می‌آوریم. ضعف این جاست. به همان خاطر نصاب تحصیلی
را ما باید بر اساس واقعیت و سطح سواد دانشجو تغییر دهیم، نه اینکه نصاب درسی را از
یک جای دیگری بگیریم و بگوییم که ما نصاب درسی را تجدید کردیم و این گپ‌ها».

سخن‌گوی وزارت تحصیلات عالی می‌گوید که این وزارت به منظور تطبیق درست این
نصاب تحصیلی، هم‌اکنون ۶۵ استاد متخصص دارد که به تازگی از کشورهای مالیزیا،
اندونیزیا و هند برگشته‌اند: «مهمترین مسأله در قسمت تغییر نصاب تحصیلی این است که
تطبیق‌کنندگان این نصاب باید مطابق نصاب‌ها عیار شود تا بتواند نصاب‌ها را تطبیق کند.
لذا یک بخش، بخش سرمایه‌گذاری ما اعزام استادان به خارج از کشور است تا با برگشت شان
بتوانند، نصاب تحصیلی را تطبیق بکند.» علاوه بر آن، او می‌گوید که وزارت تحصیلات
عالی همه‌ساله حدود ۵۰۰ استاد را در مقطع ماستری و دکترا به خارج از کشور اعزام می‌کند.

با وجود این تغییرات اما دکتر محمدسالم ساعی می‌گوید که یکی از موارد عمده در
موضوعات تحصیلی در افغانستان مسأله‌ی کار غیرحرفه‌ای است. به گفته‌ی او، نصاب
تحصیلی پس از چندین بار وعده در دوران وزارت‌های عبیدالله عبید، فریده مومند،
عبداللطیف روشان و نجیب‌الله خواجه‌عمری تغییر آن چنانی نکرده است: «مشکل عمده‌ این
بوده است که مسئولان عوام‌گرایانه عمل کرده‌اند که بدبختانه بسیار مخرب بوده است.
نصاب تحصیلی قاعدتا تنها مفردات درسی نیست. نصاب تحصیلی مجموعه‌ی از مطالعات محیطی،
سطح دانش، نیاز بازار و توان‌مندی‌ها را که زیربنا است، در بر می‌گیرد. این جا هر وزیری
که می‌آید یک بار نصاب تحصیلی را تغییر می‌دهد که بیشتر رویکرد عوام‌فریبانه و غیرتخصصی
را دارد.»

هادی واعظ، دانش‌جوی فلسفه و جامعه‌شناسی دانشگاه کابل می‌گوید تغییراتی که
وزارت تحصیلات عالی در نصاب درسی آورده است، تا کنون به گونه‌ی کامل تطبیق نشده
است.

با وجود این تغییرات، وزارت تحصیلات عالی ریاست تألیف، ترجمه و تحقیق را نیز
حدود سه ماه پیش نیز به منظور ارتقای ظرفیت استادان و دانش‌جویان دانشگاه‌ها ایجاد
کرده که تا کنون به گونه‌ی عملی کار این اداره آغاز نشده است. هم‌چنان استقبال
علمی و مالی دانشگاه‌ها از دیگر مواردی است که وزارت تحصیلات عالی به دانشگاه‌ها
می‌دهد. به گفته‌ی سخن‌گوی این وزارت، تا کنون فقط برای دانشگاه کابل، استقلال
اکادمیک داده شده است.

درباره : برای جوانان

Share Button

نرخ دیه در دهه هفتاد، هشتاد و نود شمسی

پایگاه خبری نوجوانیها- بر اساس ماده ۲۹۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰، دیه قتل مرد مسلمان یکی از امور شش‌گانه ذیل بود:

 ۱ ـ یک‌صد شتر سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.

 ۲ ـ دویست گاو سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.

 ۳ ـ یک‌هزار گوسفند سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.

 ۴ ـ دویست دست لباس سالم از حله های یمن.

 ۵ ـ یکهزار دینار مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر دینار یک مثقال شرعی طلا به وزن ۱۸ نخود است.

 ۶ ـ ده هزار درهم مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر درهم به و زن ۶/۱۲ نخود نقره می باشد.

اما از زمان تصویب قانون مجازات اسلامی جدید در سال ۱۳۹۲، تنها قیمت شتر به عنوان ارزش ریالی دیه کامله انسان تعیین و اعلام می‌شود.

بر اساس ماده ۵۵۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، هرگاه رفتار مرتکب و فوت مجنیٌ‌علیه هر دو در ماه‌های حرام «محرم، رجب، ذی القعده وذی الحجه» یا در محدوده حرم مکه، واقع شود خواه جنایت عمدی خواه غیرعمدی باشد، علاوه بر دیه نفس، یک سوم دیه نیز افزوده می گردد، بنابراین برخلاف باور عمومی قتل در ماه‌های حرام باعث دوبرابر شدن دیه نخواهد بود.

همچنین تغلیظ دیه فقط درمورد قتل نفس انجام می‌شود و در جنایت بر اعضاء و منافع جاری نیست.

نرخ دیه از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۷ بر اساس آن‌چه از سوی ستاد دیه کشور اعلام شده به شرح جدول‌های زیر است:

دهه نود


دهه هشتاد


دهه هفتاد

 

 

درباره : برای جوانان

  • نیویورک تایمز ـ راد نوردلند

پسر ۱۴ ساله روی کف اتاق زندان چمباتمه زد و بدون اینکه کسی
بخواهد، با صدای بلند و گیرا، شروع به زمزمه‌ی مصراع‌هایی از یک شعر پشتو کرد؛
مرثیه‌ای که در آن یک زندانی به خانواده‌اش التماس می‌کند تا در تعطیلی عید به او
سر نزنند.

و در عید پیش ما نیایید، چون برای استقبال از شما
آزاد نیستیم

نمی‌خواهم به قفسه‌ی سینه‌ام نظر کنی، زیرا پیرهنم
دکمه‌ای ندارد

از آمدن به این نوانخانه بگذر، زیرا ما همه دیوانه هستیم

نام این پسر مسلم بود که یک‌جا با ۴۷ پسر دیگر در
بازداشتگاه نونوجوانیها بادام باغ در کابل، به عنوان افرادی که تهدیدی برای امنیت ملی
به حساب می‌روند، نگهداری می‌شوند. جرم اکثر آن‌ها بمب‌گذاری، انتقال بمب یا
پوشیدن واسکت مملو از بمب است و چون مسلم بسیاری از آن‌ها، به تلاش برای بمب‌گذاری
انتحاری متهم شده‌اند.

تابستان سال جاری، در روزهای عید، هیچ یک از اعضای خانواده‌ی
مسلم به وی سر نزدند. او می‌گوید: «آن‌ها از دستم عصبانی هستند. من آن‌ها را ملامت
نمی‌کنم.»

برای مقامات، کودکانی چون مسلم مایه‌ی دردسرند: اینکه پس از پایان دوره‌ی محکومیت‌شان، که اغلب بین دو تا ۱۰ سال طول می‌کشد، با آن‌ها چه‌کار کنند. بسیاری از آن‌ها زمانی آزاد خواهند شد که تازه به بلوغ و بزرگ‌سالی رسیده‌اند؛ سنی که آن‌ها در آن بیشتر از پیش قادر به ایجاد هرج‌ومرج و بی‌نظمی هستند.

وزارت عدلیه‌ی افغانستان به درخواست نیویورک تایمز در ماه
آگست گذشته، زمینه‌ی بازدید یک خبرنگار را از این زندان فراهم کرد. در این گزارش
این پسران به دلیل جوان بودن‌شان، تنها با نام اول و نام‌هایی که در افغانستان
معمول است، شناخته می‌شوند. مصاحبه‌ها در حضور یک مقام از وزارت عدلیه و یک مشاور،
تنها با پسرانی انجام شده که حاضر به مصاحبه بودند.

پسران در آنچه که مقامات بادام‌باغ آن را بخش بمب‌گذاران
انتحاری می‌خوانند، بین ۱۲ تا ۱۷ سال سن دارند. پرونده‌های آنان در مراحل مختلف
قرار دارد: برخی از آن‌ها محکوم  و در حال
سپری دوره‌ی محکومیت خود می‌باشند و دیگران منتظر محاکمه اند.

آن‌ها یک شکایت دارند: اینکه تا آن‌جا که به آن‌ها مربوط می‌شود،
در بخش بمب‌گذاران انتحاری که در طبقه‌ی سوم زندان قرار دارد، کسی نیست که برای
بمب‌گذاری انتحاری تلاش کرده باشد.

مسلم که از ولایت کنر در شرق افغانستان است، می‌گوید که او
به اجبار به خدمت طالبان درآمده بوده.

او می‌گوید: «من انتحاری نیستم. طالبان مرا مجبور کردند
برای آن‌ها بجنگم.»

اما بعدتر با پوزخندی بر لب اضافه کرد که «در زندان همه
دروغ می‌گویند.»

بازوهای مسلم پر است از زخم‌ها و بریدگی‌های عمیق، که به
گفته یکی از مشاوران زندان، کار خود مسلم است. در سر او کبودی‌هایی دیده می‌شود که
ناشی از کوبیدن آن به دیوار است. مسلم خودآزاری را انکار نمی‌کند و آن‌ را به
استرس ناشی از فشار طالبان بر وی نسبت می‌دهد.

او می‌گوید که خانواده‌اش هرگز به وی در زندان سر نزده‌اند. او ۲۰ ماه است که به خاطر طر‌ح‌ریزی حمله‌ی انتحاری در زندان به سر می‌برد و باید ۲ سال دیگر نیز در زندان بماند.

شکور ۱۴ ساله از ولایت کندز، موقع مصاحبه فقط یک هفته می‌شد
که در زندان بود. قد او تقریبا ۱۸۰ سانتی متر بود. سر و صورت و بازوهایش پر بود از
زخم‌ها و بریدگی‌های ناشی از بمبی که به صورت تصادفی منفجر شده بود. او می‌گوید
موقع انفجار وی با کسی دیگر بوده که او بمب را فعال کرده و سپس از محل فرار کرده
است.

امین‌الله که او نیز ۱۴ سال سن دارد، موقع مصاحبه ۱۶ ماه می‌شد
که در زندان بود. او در ۱۳ سالگی با کیسه‌‌ای پر از مواد انفجاری و یک تلفن پر از
پیام‌های طالبان که در آن‌ها از امین‌الله خواسته بودند امریکایی‌ها را بکشد،
گرفتار شده است.

او می‌گوید: «پولیس محلی مرا لت‌وکوب کرد تا مجبور شوم
اعتراف کنم.»

عتیق‌الله ۱۶ ساله موقع مصاحبه، پس از بمب‌گذاری که منجر به
کشته‌شدن ۶ نفر و زخمی‌شدن ۸ نفر شده بود، ۷ ماه می‌شد که در زندان بود. پولیس می‌گوید
که انفجار پیش از موعد بمب جان عتیق‌الله را نجات داده است، اما او آشکارا قصد
داشته که در این حمله کشته شود. عتیق‌الله به تازگی در زندان پشت لب سبز کرده است.

او می‌گوید: «من انجامش دادم. اما من انتحاری نبودم.»

محمد‌امان ریاضت یکی از مقامات وزارت عدلیه که زمینه‌ی
بازدید از زندان را فراهم کرد، چنین ادعاهایی را رد می‌کند.

او می‌گوید: «در زندان همه بی‌گناه هستند. بسیاری از این
پسران بمب‌گذاران انتحاری می‌باشند.»

آن‌عده از افرادی که جرم شان بمب‌گذاری انتحاری است، از
نزدیک به ۷۰۰ کودک زندانی دیگر در بادام‌باغ، جدا شده‌اند. بادام‌باغ زندانی است
که تا سال ۲۰۱۷ تنها زنان و در برخی موارد کودکان آن‌ها در آن نگهداری می‌شدند،
اما حالا به زندان نونوجوانیها تبدیل شده است. در ماه آگست، تقریبا همه‌ی ۲۱ زندانی،
پسر بودند.

عبدالبصیر انور، وزیر عدلیه‌ی افغانستان می‌گوید: «ما نمی‌توانیم این کودکان را با سایر کودکان زندانی یک‌جا نگهداریم. آن‌ها سرچشمه‌ی افراط‌گرایی هستند و سایر کودکان را نیز آلوده می‌کنند. در غیر این‌صورت [کودکانی که جرم‌شان بمب‌گذاری انتحاری نیست] در قامت یک دزد به زندان می‌روند و در قامت یک بمب‌گذار انتحاری بیرون می‌آیند.»

بمب‌گذاری انتحاری مختص افغانستان است. براساس گزارش‌هایی
که توسط نیویورک تایمز گردآوری شده است، در سال ۲۰۱۷ دست‌کم ۶۷ حمله‌ی انتحاری در
کشور اتفاق افتاده که در آن دست‌کم ۱۵۱ مهاجم انتحاری دخیل بوده‌اند.

گفته می‌شود که میزان بمب‌گذاری انتحاری در سال گذشته
(۲۰۱۸) حتا از این هم بالاتر است، زیرا جدیدا دولت اسلامی در افغانستان نیز به بمب‌گذاری
انتحاری روی آورده است، اما با آن‌هم، اکثر حملات انتحاری هنوز هم از سوی گروه
طالبان سازمان‌دهی و انجام می‌شود. آخرین مورد بمب‌گذاری‌های انتحاری، در ۲۵
دسامبر در کندهار بود.

گردآوری آمار در مورد اینکه چه تعداد از بمب‌گذاران انتحاری
کودکان و نونوجوانیها هستند، دشوار است، زیرا پس از اینکه یک حمله انجام می‌شود،
شواهد پزشکی قانونی کافی برای تثبیت هویت فرد مهاجم باقی نمی‌ماند. اما گفته می‌شود
که بسیاری از مهاجمان انتحاری پسران و یا مردان جوان هستند. (در افغانستان، با
اینکه بسیاری از مهاجمان مرد با ظاهر و لباس زنانه ظاهر می‌شوند، اما تعداد مهاجمان
انتحاری زن انگشت‌شمار است.)

در زندان‌های افغانستان، در مقایسه با کودکان، افراد بزرگ‌سال
کمتری وجود دارند که به طر‌ح‌ریزی و یا انجام بمب‌گذاری‌های انتحاری متهم شده
باشند. شاید دلیل آن این باشد که بمب‌گذاران بزرگ‌سال در کشتن خود‌شان موفق‌تر
هستند.

اکثر نونوجوانیها افراطی در زندان بادام‌باغ، اصرار بر این
داشتند که آن‌ها از سوی مشاوران متقاعد شده‌اند که طالبان را رد و از دولت
افغانستان حمایت کنند. اما این تغییر چیزی نیست که زندان‌بانان آن را خیلی جدی
بگیرند. از میان پسرانی که با آن‌ها مصاحبه شدند، تنها یکی از آن‌ها گفت که هنوز
طرف‌دار طالبان است. حتا کسانی که به خاطر تلاش برای انجام حملات انتحاری محکوم
شده‌اند، حاضر نمی‌شوند زیر بار بروند.

در سال ۲۰۱۱، حامد کرزی رییس‌جمهور وقت ۲۴ پسر را که بین ۸ تا ۱۸ سال سن داشتند و به طر‌ح‌ریزی و یا تلاش برای انجام حملات انتحاری متهم شده بودند، عفو کرد. او قبل از آزادی این پسران، با آن‌ها ملاقات و از اینکه بسیاری از آن‌ها تحت تاثیر طالبان قرار گرفته بودند، ابراز تاسف کرد.

آقای کرزی آن‌ها را «کودکان بی‌گناه» خواند که «از سوی
دشمنان افغانستان تحریک شده‌اند.»

یکی از آن‌ها به نام نصیب‌الله که گفته می‌شود در آن زمان
۱۰ سال سن داشت ـ هرچند او خیلی جوان‌تر به نظر می‌رسید ـ کمتر از یک سال بعد از
رهایی، دوباره بازداشت شد. ریاست امنیت ملی افغانستان گفت که او با استفاده از
جلیقه‌ی مملو از مواد انفجاری، در حال گرفتن آمادگی برای حمله‌ی انتحاری دوم بود.

نصیب‌الله در کنفرانس خبری پس از دست‌گیر‌ی‌اش، بار دیگر
ابراز ندامت و خواستار آزادی شد. او وعده داد به مدرسه‌‌ای که در آن دو بار آموزش
دیده بود، باز نگردد.

تقریبا تمام پسرانی که اتهامات مرتبط با حملات انتحاری دست‌گیر
شده‌اند، در مدرسه‌ آموزش دیده بودند. این مدرسه‌ها می‌توانند به عنوان مراکز
سربازگیری و شست‌وشوی مغزی بمب‌گذاران انتحاری عمل کنند.

نصیب‌الله در آن زمان آزاد نشد و به رغم اینکه هنوز زیر سن
بود، دیگر در بازداشت‌گاه نونوجوانیها نگهداری نمی‌شود. مقامات وزارت عدلیه می‌گویند
که نمی‌دانند برای او چه اتفاقی افتاده است.

آقای انور، وزیر عدلیه افغانستان، می‌گوید که حکم کودکان
مجرم به دلیل سن آن‌ها اغلب سبک می‌باشد، اما این وزارت‌ فاقد بودجه و امکانات
کافی برای ارائه‌ی مشاوره و حمایت از آن‌ها برای دورکردن آن‌ها از افراط‌گرایی
است.

او می‌گوید: «اکثریت آن‌ها پس از اینکه آزاد می‌شوند، به
جنگ علیه دولت باز می‌گردند.»

آقای انور می‌گوید که سازمان استخبارات افغانستان پیشنهاد
کرده بود که مهاجمان به اصطلاح انتحاری، به دلیل خطری که آن‌ها برای جامعه دارند،
پس از تکمیل دوره‌ی محکومیت‌شان باید به طور نامحدود [در زندان] نگهداشته شوند،
اما پاسخ دادگاه «نه» بوده است.

عتیق‌الله مانند همتای زندانی خود مسلم ـ پسر ۱۶ ساله‌ای که
بمب‌اش پیش از موعد انفجار کرده بود ـ نیز شعر پشتو‌ را زمزمه کرد که در زندان یاد
گرفته بود؛ مرثیه‌ای ‌هم برای تاسف و هم تحسین حبس. او چمباتمه زد و با صدای زیر جوانش
برای کسانی که آمده بودند از وی خبر بگیرند، آواز خواند:

در زنجیر و زولانه‌ی ما، درس‌هایی است برای آموختن

خورشید می‌درخشد و اسرار دنیای ما را آشکار می‌کند

زنجیرهای زیبایی هستند؛ مخلوقات خداوند:

زنجیرها دست ما را زخم می‌زنند

لیک، زخم‌ها ‌ما را درس می‌دهند.

درباره : برای جوانان

  • خادم‌حسین کریمی

بامداد یکی از روزهای پاییزی ۱۳۹۷، وقتی هنوز ساعتی به روشن
شدن کرانه‌ی شرقی ناوه (‌وادی کوچک در جنوب شرق ولسوالی جاغوری) باقی مانده بود،
بلندگوهای مساجد در روستاهای مرزی این منطقه یکی پشت هم به صدا در آمد. از مساجد
به روستاییان مرزی ابلاغ شد که برای دفع حمله‌ی طالبان به جبهه‌ی مرزی «گردو»
بشتابند. از چهار سال قبل، ساکنان این روستاها به دلیل حضور صدها جنگ‌جوی وفادار
به داعش، در فاصله‌ی حدود صد کیلومتر در شمال زابل، کمابیش مسلح شده بودند. سه سال
پیش درست در همین روز، جنگ‌جویان اوزبیکستانی وفادار به داعش، هفت گروگان از
ساکنان این ولسوالی را به شمول یک دختربچه‌ی ۹ ساله، سربریدند.

صدها جنگ‌جوی مجهز طالب، با سلاح‌های سنگین، حمله‌ی وسیعی
را به پاسگاه‌های مرزی نیروهای خیزش مردمی آغاز کرده بودند. شلیک‌های اسلحه‌ی
سنگین، سینه‌ی آسمان روستا را می‌شکافت. پس از هفده سال آرامش مطلق در این ولسوالی
و رواج رو به افزایش معارف، آموزش گسترده‌ی دختران و رونق اقتصادی، اینک دست‌کم دو
هزار جنگ‌جوی ورزیده و مجهز طالبان از دو جهت، به آن چشم دوخته بودند. حمله‌ای
سهمگین برای تسخیر پرجمعیت‌ترین ولسوالی کشور در آستانه‌ی آغاز مذاکرات مقدماتی
صلح میان طالبان و دیپلمات‌های ایالات متحده که می‌توانست دستمایه‌ی بزرگی برای
بهبود موضع طالبان در گفت‌و‌گوها باشد.

محمد‌امین سروری، دقایقی قبل از آغاز حمله، تماسی از راننده‌ی
یک تاکسی دریافت کرده بود تا محل دیدارشان را هماهنگ کنند. جوان ۲۳ ساله‌ی ساکن در
روستای مرزی ملاشیرجان، بامداد آن روز، عازم پایتخت بود. وقتی شلیک‌‌های آر‌پی‌جی
و دهشکه را از فاصله‌ی حدود دو کیلومتر شنید و سپس حمله‌ی طالبان از بلندگوی مسجد
قریه پخش شد، از خانه‌اش خارج شد. در پاسخ به ممانعت مادرش، گفت که صرفا برای
احوال‌گیری از خانه خارج می‌شود. امین، تفنگچه‌اش را به همراه چند خشاب، حمایل
بازوانش کرد و به همراه یک گروه شش نفری از نوجوانیها روستایش به خط صفر مرزی
شتافتند. برای آن‌ها، انتخاب میان تسلیم‌شدن و مقاومت در برابر طالب، دشوار نبود.
وقتی به محل درگیری نزدیک شدند، در آسمان قریه‌ی گردو (روستای هم‌مرز با ولسوالی
گیلان‌)  صدها گلوله می‌رقصیدند.

امین و دوستانش وقتی هنوز تاریکی مسلط بود، به محل درگیری رسیدند.
آن‌ها نمی‌دانستند که جنگ‌جویان طالب، در اولین حمله‌ی سنگین پس از کشتن سلام
اکرمی و مجروح کردن جنرال حبیب‌الله خان، دو فرمانده‌ی کهنه‌کار خیزش‌های مردمی و
اشغال پاسگاه‌های تحت فرماندهی‌شان، به بخش‌هایی از چند روستای مرزی پیش‌روی کرده
بودند. آن‌ها، جسد نیمه‌جان جنرال حبیب‌الله خان را سوار بر پشت، به نخستین موتر
در دسترس رساندند تا به شفاخانه منتقل شود.

بامداد ۱۶ عقرب ۱۳۹۷، روستای گردو ـ محل زندگی ۲۰۰ خانواده
در مرز با ولسوالی گیلان ـ محل جنگ رو در روی صدها جنگ‌جوی طالب و نیروهای مقاومت
و خیزش مردمی ولسوالی جاغوری بود. درگیری چنان سریع و کور بود که نیروهای دو طرف
در فاصله‌ی چند ده‌متر از همدیگر، در میان خانه‌ها، درختان انبوه سنجد و بادام و
روی زمین‌های هموار پر از خندق‌های کوچک برای موضع‌گیری‌های جنگی، آتش تبادله می‌کردند.

امین، پس از برخورد گلوله به سینه‌ی یکی از دوستانش،
کلاشینکوف او را گرفته و به پشت یک ردیف از درختان انبوه و پرشاخه‌ی سنجد پناه
گرفت. او به تازگی متوجه شده بود که به دام افتاده و از چند سو در محاصره‌ی ده‌ها
جنگ‌جوی طالب قرار گرفته بود. تعدادی از جنگ‌جویان طالبان، از فاصله‌ی چند ده‌متر،
به لهجه‌ی ایرانی به او دستور تسلیم شدن می‌دادند: «وایستا، تفنگ تو بنداز!»

امین، وقتی فهمید که به دام افتاده و هیچ راه فراری نیست،
کلاشینکوفش را لای شاخه‌های درختان سنجد پنهان کرد. او تنها مانده بود و دوستانش
یا کشته شده و یا موفق به فرار شده بودند. گام‌به‌گام، به طرف باغچه‌ی کوچک یکی از
خانه‌های مرزی عقب‌نشینی کرد. از دیوار بلند رفت و خودش را به حویلی نسبتا بزرگ
یکی از خانه‌ها رساند. وقتی با مقاومت صاحب‌خانه که به او اجازه‌ی ورود نمی‌داد،
روبه‌رو شد، با تضرع وادارش کرد که به او پناه دهد. پنهان از چشم صاحب خانه‌ی
سالخورده، تفنگچه‌اش را لای ردیف لحاف‌های خانه‌ی پیرمرد پنهان کرد. از اتاق نشیمن
خانه‌ی پیرمرد خارج شد. به دهلیز رسیده بود که جنگ‌جویان طالبان که در تعقیبش
بودند، سر رسیدند. «آ دغه عسکر دی»، جمله‌ای بود که جنگ‌جویان طالب، در خصوص او
میان همدیگر رد و بدل می‌کردند. امین پس از گفتن چند سوگند و جمله‌ی ناشی از ترس برای
دفاع از خود و رفع اتهام سرباز بودنش، ضربه‌ی سنگین قنداق تفنگ را بر گردن و عقب
سرش حس کرد و از هوش رفت.

ساعت ۹ قبل از ظهر چهارشنبه ۱۶ عقرب، امین خودش را با دست و
پای بسته، در گروگان چند جنگ‌جوی طالب می‌دید. مبایلش را از او گرفته بودند. افراد
طالبان در خصوص او به دو دسته تقسیم شده بودند. تعدادی امر به کشتنش می‌دادند و
تعدادی دیگر معتقد بودند که سر و سیمایش به یک «عسکر» شبیه نیست. دقایقی بعد «امیر»
جنگ‌جویان طالب سر رسید. او به امین گفت: «تا کشته نمیشه». با اطمینان‌دهی یکی از
امیران جنگ‌جویان، امین اکنون مطمئن شده بود که کشته نخواهد شد. او را به یکی دیگر
از خانه‌های مرزی در روستای علی‌آباد منتقل کردند. در جریان انتقالش، وقتی جنگ‌جویان
طالب زیر شلیک نیروهای مقاومت مردمی مستقر بر قله‌ها قرار می‌گرفتند، امین سپر
قرار داده می‌شد: «وقتی شلیک‌ها آغاز می‌شد، مرا سپر می‌کردند. من دراز می‌کشیدم.
خدا زندگی‌ام را حفظ کرد.»

امین در هنگامه‌ی اسارت و زیر خوف تفنگ جنگ‌جویان طالبان،
نمی‌توانست از دیدن برخی کارهای آن‌ها در خانه‌ی یکی از روستاییان، جلو خنده‌اش را
بگیرد. یکی از جنگ‌جویان طالبان، پس از شکستن قفل یکی از صندوق‌های آن خانه و
بیرون کشیدن یک جعبه‌ی آرایش زنانه، انگشتش را به مواد آرایشی رنگارنگ داخل آن می‌مالید
و سپس با مکیدن انگشتش و مزه کردن طعم آن، سعی می‌کرد بفهمد که آن جعبه‌ی ناشناخته
و غریب چیست: «یک مدال ورزشی پلاستیکی زردرنگ به دیوار آویزان بود. از من پرسید،
این چیست؟ به خنده و تمسخر گفتم طلاست. با خشونت آن را کشید و به جیبش گذاشت. در
اوج استرس، نمی‌توانستم خنده‌ام را پنهان کنم. اکثرا اردو و فارسی به لهجه‌ی
ایرانی و تعدادی به پشتو حرف می‌زدند. طالبان محلی نبودند. همه‌ی‌شان، تمیز و مجهز
به تجهیزات و یونیفورم نیروهای امنیتی افغانستان بودند. انگار گروگان سربازان یک
ارتش مجهز و حرفه‌ای بودم. تفنگ همه‌ی آن‌ها از نوع ام ۱۶ بود.»

۱۶ ساعت بعد، امین به روستای رسنه در ولسوالی گیلان منتقل
شد: «پس از نماز شام، دوربین‌های شب‌بین و لیزر بر تفنگ‌هاشان سوار کردند. مرا با
دست و پای بسته به همراه یک گاری اسلحه که از خانه‌های مردم گرفته بودند، به مسجدی
در رسنه منتقل کردند. استخوان دستم به شدت درد داشت.»

امین به عنوان «غنیمت جنگ»، در یکی از مساجد قریه‌ی رسنه، مورد تمسخر و ضرب و شتم جنگ‌جویان طالب قرار گرفت. آن‌ها به صورت مکرر از او بازجویی می‌کردند تا اعتراف کند که سرباز دولتی یا عضوی از نیروهای مقاومت مردمی است. امین از نخستین دقایق بازداشت توسط جنگ‌جویان طالبان تا آخرین ساعات، مصرانه به آن‌ها می‌گوید که در جریان جنگ به دنبال خانواده‌ی مامایش به خط جنگ آمده بود تا آن‌ها را به جای امنی منتقل کند که اسیر می‌شود.

جنگجویان طالبان، پس از مواجه شدن با مقاومت امین در برابر
بازجویی و شکنجه، در سرمای عقرب، بر بدنش آب سرد ریخته و سپس با مشت، لگد و چوپ،
به جانش می‌افتادند. بازوی چپش بی‌حس شده و از چانه و کتفش خون می‌چکید اما برای
حفظ زندگی‌اش، همچنان مقاومت می‌کرد. طالبان، تفنگچه‌ی امین و حمایلش را از لای
لحاف‌های خانه‌ای که او به آن پناه برده بود، پیدا کرده و به او نشان می‌دادند.
امین انکار می‌کرد که آن تفنگچه متعلق به او نیست. امین در جریان شکنجه، یکی از
جنگ‌جویان طالب را می‌شناسد. مردی که ماه‌ها قبل، به عنوان کارگر، از بازار انگوری
واقع در جنوب شرق ولسوالی جاغوری به استخدام امین درآمده بود تا توالتی برای خانه‌اش
بسازد. آن جنگ‌جوی طالب شهادت می‌دهد که او از ساکنان قریه‌ی ملا شیرجان است اما
نمی‌داند که سرباز دولتی یا عضوی از نیروهای مقاومت مردمی هست یا خیر.

دو شب و یک روز، امین در سه مسجد قریه‌ی رسنه در ولسوالی
گیلان، توسط جنگ‌جویان طالبان مورد شکنجه قرار گرفت. او بارها از هوش رفت و دوباره
به هوش آورده شد تا اعتراف کند که سرباز دولتی یا عضوی از نیروهای مقاومت مردمی
بوده است. جنگ‌جویان طالبان از او می‌خواستند که مشخصات فرماندهان و اعضای نیروهای
مقاومت مردمی ولسوالی‌اش را در اختیار آن‌ها قرار دهند. امین دست از مقاومت نمی‌کشید.
در جریان شکنجه‌اش به دست جنگ‌جویان طالبان در سومین مسجد، امین متوجه مرد جوانی
شد که هر از گاهی در روز و اوایل شب به مسجد سر می‌زد. سجاده‌اش را پهن می‌کرد و
به بهانه‌ی خواندن قرآن و ادای نماز، زیر چشمی مراقب‌اش بود. نگاه‌های آن مرد، در
میانه‌ی شکنجه‌ها و بی‌رحمی‌ها، برای امین چونان روزنی در یک تاریکی مطلق، به قلبش
نور امید می‌داد. امین فقط می‌توانست بفهمد که در میانه‌ی ده‌ها نگاه خشم‌آلود و
بی‌رحم، آن جفت چشم، متفاوت و راوی مهر بود.

جنگ‌جویان طالبان پس از دو شب و روز اعمال شکنجه و ضرب و
شتم، موفق به دریافت اعتراف از امین نشدند. عصر سومین روز اسارت، به امین جواز رهایی
دادند. امین به شدت مجروح شده بود و یارای قدم زدن نداشت. اگر می‌توانست راه برود،
در صورت برگشت به ولسوالی‌اش، به ظن طالب بودن، از بلندای قله‌های مشرف بر همواری
کوچک در میانه‌ی دو ولسوالی مورد شلیک اسلحه‌ی سنگین نیروهای مقاومت مردمی ولسوالی‌اش
قرار می‌گرفت. او به جنگ‌جویان طالب گفت که عازم کابل است. هوا تاریک شده بود که
امین، تن مجروح و پر از دردش را به بیرون مسجد کشاند. عبیدالله (مستعار) که از دو
شب و یک روز قبل، زیر چشمی در مسجد مراقبش بود، به سرعت از همان حوالی سر رسید. او
به امین گفت: «این‌ها وحشی هستند. باید سریع از محل دور شویم. این‌ها به هیچ کسی
رحم نمی‌کنند.» آن مرد، امین را به خانه‌اش برد.

عبیدالله، ماه‌ها قبل، از مغازه‌ی گلدوزی امین در بازار
انگوری، یک پتوی خوش نقش و زیبا خریده بود. او خودش را به حکم یک داد‌و‌ستد کوچک،
مدیون امین می‌دانست و معقتد بود که «رسم مهمان‌نوازی را با حفاظت از زندگی امین،
اجرا کند.» آن معامله‌ی کوچک، چند ماه بعد، از پایان یافتن زندگی امین به دست جنگ‌جویان
طالب جلوگیری کرد.

جنگ‌جویان طالبان، پس از رهایی امین در دل روستایی در گیلان
که بر آن مطلقا مسلط هستند، با پرس‌و‌جو از مردی که امین به خانه‌اش پناه برده
بود، متوجه می‌شوند که او نسبتی با امین ندارد. امین، آن مرد را مامایش معرفی کرده
و گفته بود که برای انتقال خانواده‌اش به محل درگیری آمده بود. تعدادی از جنگجویان
طالبان، به روستای رسنه پراکنده شدند تا امین را بار دیگر دست‌گیر کنند. آن‌ها به
جنگجویان و پاسگاه‌های‌شان در راه‌های منتهی به جاده‌ی عمومی کابل ـ ‌قندهار از
ولسوالی گیلان مخابره کردند که اگر مرده یا زنده‌ی گروگان فراری‌شان را یافتند، به
روستای رسنه برگردانند.

مرد جوان پشتون، امین را به خانه‌اش برد. او را به یک زیر
زمین کوچک و نمور که به زحمت یک نفر در آن‌جا می‌شد، پنهان کرد. مادرش، با خمیر
آرد، زخم‌ها و کبودی‌های بدنش را پوشاند تا از شدت درد و کوفتگی بدنش کاسته شود.
یکی از فرزندان کوچک خانواده، دم دروازه‌ی زیر زمین، شبانه روز مترصد وضعیت امین
بود تا اگر به درمان و آب و غذا احتیاج داشت، خانواده‌اش را باخبر کند.

جنگ‌جویان طالبان، در سراسر روستای رسنه به مردم اعلام
کردند که اگر «غنیمت جنگی» شان را از خانه‌ای پیدا کنند، آن خانواده از دم تیغ
گذرانده خواهد شد. عبیدالله، روزها به بیرون می‌رفت تا مراقب اوضاع باشد و راهی
برای فراری دادن محمد‌امین از خانه و روستایش بیابد. جنگ‌جویان طالبان به چند خانه
در روستایش به ظن پنهان شدن امین، یورش برده بودند. او می‌دانست که اگر طالبان،
امین را در خانه‌اش بیابند، خانواده‌اش تا آخرین کودک شیرخوار، قتل عام خواهد شد.
مرد جوان، مصمم بود که به هر قیمتی، از جان میهمان مجروحش محافظت کند.

نزدیک به نماز شام در پنجمین روز پس از اسارت امین و  عبیدالله، فرصت را مساعد می‌بیند. تمام جنگ‌جویان
طالبان و ساکنان روستا برای ادای نماز به مساجد می‌رفتند. او به چشم‌های امین سرمه
زد، یک کلاه پنجاپی و یک دستار بر سرش بست. یک لباس محلی پشتونی مرسوم در آن روستا
به او پوشاند. خود بر موترسایکلش سوار شد و امین مجروح را که نمی‌توانست خودش را
نگه دارد، با یک چادر به خودش بست. مرد جوان پشتون و گروگان هزاره‌ی فراری از وحشت
و خشونت طالبان، وقتی صدای الله‌اکبر اذان شام، تمام جنگ‌جویان طالب مستقر در نیمه‌ی
غربی روستای رسنه در شمال غرب گیلان را به مساجد کشانده بود، سوار بر یک موتر‌سایکل،
به سمت روستای هزاره‌نشین ده‌مرده حرکت کردند.

نزدیک به کوتلی که روستاهای رسنه و دهمرده را از هم جدا می‌کند،
عبیدالله، امین را از پشت موترسایکلش پیاده کرد. تا نیمه‌های کوتل، او را که به
زحمت می‌توانست قدم بزند، همراهی کرد. در شرایط جنگی، اگر آن دو نزدیک‌تر می‌رفتند،
احتمالا پهره‌داران روستای دهمرده که بر فراز دو قله مشرف بر کوتل مترصد اوضاع
بودند، بر آن‌ها شلیک می‌کردند. عبیدالله، در هنگامه‌ی خداحافظی، امین را به گرمی
در آغوش گرفت. وقتی امین چند متر دور شده بود، عبیدالله صدایش کرد: «امین! خوش‌حالم
که نجات یافتی اما نمی‌دانم اگر طالبان بفهمند که تو را در خانه‌ام پنهان کرده و
فراری داده‌ام، بر سر خانواده‌ام چه خواهد آمد. برایم دعا کن و به مادرت بگو به
پیشگاه خداوند دعا کند که از شر طالب در امان بمانیم.»

امین به کمک مردم با عبور از روستاهای دهمرده، پاتو و تپقوس، کوهستان‌ها را دور زده و به خانه‌اش بر می‌گردد. همه‌ی اهالی روستایش کوچیده بودند اما مادرش منتظر بود. او به سرعت، به همراه مادرش و یک راننده، روستایش را به سمت مرکز ولسوالی ترک کرد. وقتی امین در شفاخانه‌ی مرکز ولسوالی زیر درمان قرار گرفت، اجساد ۲۷ سرباز کماندوی ارتش و ۱۵ مجروح این گروه که در شبیخون طالبان کشته و مجروح شده بودند، به آن شفاخانه منتقل شدند. شب‌هنگام، همه‌ی داکتران و پرستاران شفاخانه از بیم رسیدن جنگ‌جویان طالبان به مرکز ولسوالی فرار کرده بودند. با تخریب پایه‌های شبکه‌های مخابراتی در منطقه‌ی ناوه، اخبار ضد و نقیضی از پیش روی طالبان به سمت مرکز ولسوالی به گوش می‌رسید اما چند کیلومتر دورتر، بر فراز دو کوتل، نیروهای مقاومت مردمی در حال مقاومت در برابر پیش روی طالبان به طرف مرکز ولسوالی بودند. در پایتخت، گروهی از معترضان جوان، میدان متصل به دیوارهای ارگ ریاست جمهوری را شب هنگام در قرق خود گرفته بودند تا دستور فوری ارسال نیروهای ارتش و حملات هوایی توسط رییس‌جمهوری صادر شود. فردای آن روز، امین از مسیرهای پر پیچ و خم، مرکز ولسوالی را به قصد پایتخت ترک کرد. او هفت روز در یکی از شفاخانه‌های خصوصی غرب پایتخت زیر درمان قرار گرفت.

دو ماه‌و‌نیم پس از حمله‌ی گسترده‌ی صدها جنگ‌جوی طالبان بر بخش‌هایی از امن‌ترین و پرجمعیت‌ترین ولسوالی افغانستان، امین، در پایتخت، نگران و با چشم‌اندازی مبهم، نمی‌داند چه کند. راه‌های ورودی به ولسوالی‌اش توسط طالبان مسدود است. او یکی از ده‌ها عضو مقاومت مردمی علیه طالب است که فهرست مشخصات‌شان در پاسگاه‌های سیار طالبان در چند ولایت اطراف غزنی ثبت شده است. وقتی با او مصاحبه کردم، هنوز به دلیل آثار جراحت بر کتف و بازویش نمی‌توانست سرراست بر صندلی بنشیند. از صداهای عادی مثل به‌ هم خوردن دو تا چوکی می‌ترسید و نمی‌توانست آرامش‌اش را حفظ کند. او در میانه‌ی موجی از نفرت و رویارویی قومی که افغانستان را به کام کشیده است، توسط یک جوان پشتون از قلب حاکمیت طالب فراری داده شد.

درباره : برای جوانان

سرپرست ولایت هرات، فرمانده پولیس و رییس امنیت ملی این ولایت، وضعیت امنیتی شهر و ولسوالی‌های هرات را بررسی کردند.
این در حالی است که عصر شنبه (۲۲ ماه جدی) چندین مهاجم مسلح بر حوزه ششم امنیتی هرات حمله کردند.
در این حمله پنج تن کشته و چهار تن دیگر زخمی شدند.
سرپرست ولایت هرات به نیروهای امنیتی دستور داده است تا در راستای جلوگیری از حملات پیکارجویان طالب، اقدامات جدی روی دست گیرند.
امین الله امرخیل، فرمانده پولیس هرات و عبدالحکیم بارکزی، رییس امنیت ملی هرات نیز اطمینان داده اند که در راستای مهار رویدادهای امنیتی با هماهنگی اقدام کنند.

سرپرست مقام ولایت هرات بر هماهنگی نیروهای امنیتی تاکید کرد

سرپرست مقام ولایت هرات بر هماهنگی نیروهای امنیتی تاکید کرد

درباره : برای جوانان

در نشست دیروز وزرای خارجه هند و کشورهای آسیای میانه که در شهر سمرقند ازبکستان دایر شده بود، نمایندگان کشورهای شرکت کننده، پیرامون همکاری‌ با افغانستان تأکید کردند.

 

در اعلامیۀ ای که در پایان این نشست صادر شد، آمده‌است که تلاش‌های صلح باید به مالکیت و در کنترل افغان‌ها باشد ودستاورد های ۱۸ سال گذشته حفظ شود.

سوشما سواراج وزیر خارجه هند در جلسه دیروز گفته است، افغانستان با ثبات در قلب آسیا می‌تواند، پل اتصال بین  کشورهای آسیای میانه باشد.

وزیرخارجه هند، به کمک سه میلیارد دالری کشورش نیز اشاره کرده که از سال ۲۰۱۷ در پروژه‌های مختلف انکشافی در کشور استفاده می‌شود.

در اجلاس وزرای خارجه کشورهای آسیای میانه و هند که در ازبکستان دایر شده بود صلاح الدین ربانی وزیر خارجه افغانستان نیز شرکت داشت.

 

بیشتر بخوانید:

تاکید وزرای خارجه کشورهای آسیای میانه بر  برقراری ثبات در افغانستان

تاکید وزرای خارجه کشورهای آسیای میانه بر برقراری ثبات در افغانستان

 

 

کلیدواژه ها :

درباره : برای جوانان
صفحات سایت